زندگینامه سردار شهید حسین قجه ای

چهارشنبه 9 دی 1394 12:03 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 
صبح عاشورای سال ۱۳۳۷ حسینعلی در زرین شهر اصفهان در دستان خسته پدر کشاورزش جای گرفت و در سایه تربیت عالمانه پدر رشد نمود. در سن ۷ سالگی به مدرسه رفت و تا اخذ مدرک دیپلم تحصیل نمود.
از کودکی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و به عنوان قهرمان اول شهرستان و استان اصفهان برای چند سال متوالی معرفی گشت و به مسابقات انتخابی تیم ملی راه یافت. سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های سیاسی شد. سال ۱۳۵۶ به قم مهاجرت کرد و توسط مأموران ساواک دستگیر شد. چند مرتبه نیز به منظور فعالیت‌های سیاسی به شیراز و قم سفر کرد.
با پیروزی انقلاب به استخدام کمیته درآمد، چندی بعد به همراه دوستانش سپاه پاسداران زرین‌شهر را بنیان نهاد و خود نیز سبزپوش این نهاد مقدس گردید. قجه‌ای سپس به عنوان مسؤول یک گروه به سنندج رفت و چهارماه در این شهر خالصانه خدمت کرد.در بازگشت به زادگاهش مسئولیت عملیات سپاه پاسداران زرین شهر را به او سپردند.
برای مدتی نیز مسؤولیت توپخانه سپاه مریوان و دزلی را پذیرفت. هنوز مدتی نگذشته بود که به عنوان مسؤول عملیات سپاه مریوان و دزلی معرفی گردید. حسین ماهها با ضدانقلاب جنگید و در عملیات محمد رسول الله (ص) با سمت فرمانده عملیات حاضر شد.
بعد از شرکت در عملیات فتح‌ المبین با سمت فرمانده گردان سلمان فارسی در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد و سرانجام در جاده اهواز – خرمشهر در تاریخ ۱۳۶۱/۲/۱۶ در سن ۲۴ سالگی شربت شهادت را نوشید و بر اثر اصابت گلوله به سرش به دیدار حق شتافت.
وصیت نامه شهید حسین قجه ای
ای افراد باایمان شما را چه شده که به وقتی به شما گفته شود در راه خدا برای مبارزه با دشمنان حق و عدالت حرکت کنند به زمین سنگینی می‌کنید.
… بدانید که لذت دنیا در برابر خوشیهای آخرت اندکی بیش نیست. با درود و سلام فراوان به کلیه‌ی شهدای صدر اسلام تاکنون …از اینکه متعهد شدم در جنگ شرکت کنم یک وظیفه‌ی دینی خود دانستم و به والله قسم همیشه قلبم برایش می‌تپید چون بیشتر در معرض آزمایش قرار می‌گرفتم و سعی می‌کردم تا اندازه‌ی رشدم کمبودهایم را برطرف کنم ولی همیشه به این فکر بودم که نکند خالص نشوم و در جنگ از بین بروم (از دنیای ظاهری) تا اینکه مرتبه‌ی اول و دوم گذشت برای مرتبه سوم به فکر این افتادم که حتماً بسیار گناهکارم که از فیض شهادت محروم مانده‌ام. سعی کردم خالصانه‌تر و استوارتر شروع کنم تا شاید خداوند نظر عنایتی بکنند و مرا از نعمت بزرگش سیراب کند. الحمدالله ….«خداوند به شما امر می‌کند که امانتها را به صاحبان آن بسپارید.» ای خمینی عزیز مطمئن باش که به آیه‌ی قرآن وفادار خواهیم ماند و همیشه از حرکت در خط پیامبرگونه‌ات تا ظهور حضرت مهدی (عج) ضعف از خود نشان نخواهیم داد. خدایا ما ابزار و وسیله‌‌ای بیش نیستیم. تویی که مرا هدایت و از خطرات عقیدتی به دور میداری. از تمامی خانواده، اقوام، دوستان و همشهریان و کلیه‌ی مسلمانان درخواست عاجزانه دارم که از خط رهبریت امام امت پیروی کنید تا سرعت و ضربات مشت بر دهان ابرقدرتها بیشتر شود. برای اینکه جوانان متعهد و شجاع بارآیند، و از مرگ نترسانید که زیر بار ذلت زندگی کنند ولی از ترس مرگ خروش نکنند، قربانی شدن در راه تحقق اسلام و اهداف انقلاب اسلامی آرزوی ماست بگذارید ما فدا شویم اما نگذارید که جمهوری اسلامی و خط امام بیش از این دست‌خوش حملات مخالفان شود … ولی درد دلی با برادران پاسدار! شما را قسم به آنچه برایش ایثارگری می‌کنید کاری کنید که سخنان امام با شما تطبیق کند و قلب امت دردناک نشود. چون خیلی شما از جان‌گذشتگان را دوست دارند. جملات امام به پاسداران (شما جندالله‌اید- شما دست خدا هستید- شما سربازان امام زمان (عج) هستید) معنی جملات و برداشت آنها یعنی اگر اینها که گفته شد نیستید سعی کنید چنین باشید تا بتوانید به اسلام خدمت کنید … همگی برای پیروزی و گسترش اسلام و طول عمر امام در دل شب و وقت نمازها دعا کنیم.والسلام
صبح عاشورای سال ۱۳۳۷ حسینعلی در زرین شهر اصفهان در دستان خسته پدر کشاورزش جای گرفت و در سایه تربیت عالمانه پدر رشد نمود. در سن ۷ سالگی به مدرسه رفت و تا اخذ مدرک دیپلم تحصیل نمود.
از کودکی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و به عنوان قهرمان اول شهرستان و استان اصفهان برای چند سال متوالی معرفی گشت و به مسابقات انتخابی تیم ملی راه یافت. سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های سیاسی شد. سال ۱۳۵۶ به قم مهاجرت کرد و توسط مأموران ساواک دستگیر شد. چند مرتبه نیز به منظور فعالیت‌های سیاسی به شیراز و قم سفر کرد.
با پیروزی انقلاب به استخدام کمیته درآمد، چندی بعد به همراه دوستانش سپاه پاسداران زرین‌شهر را بنیان نهاد و خود نیز سبزپوش این نهاد مقدس گردید. قجه‌ای سپس به عنوان مسؤول یک گروه به سنندج رفت و چهارماه در این شهر خالصانه خدمت کرد.در بازگشت به زادگاهش مسئولیت عملیات سپاه پاسداران زرین شهر را به او سپردند.
برای مدتی نیز مسؤولیت توپخانه سپاه مریوان و دزلی را پذیرفت. هنوز مدتی نگذشته بود که به عنوان مسؤول عملیات سپاه مریوان و دزلی معرفی گردید. حسین ماهها با ضدانقلاب جنگید و در عملیات محمد رسول الله (ص) با سمت فرمانده عملیات حاضر شد.
بعد از شرکت در عملیات فتح‌ المبین با سمت فرمانده گردان سلمان فارسی در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد و سرانجام در جاده اهواز – خرمشهر در تاریخ ۱۳۶۱/۲/۱۶ در سن ۲۴ سالگی شربت شهادت را نوشید و بر اثر اصابت گلوله به سرش به دیدار حق شتافت.
وصیت نامه شهید حسین قجه ای
ای افراد باایمان شما را چه شده که به وقتی به شما گفته شود در راه خدا برای مبارزه با دشمنان حق و عدالت حرکت کنند به زمین سنگینی می‌کنید.
… بدانید که لذت دنیا در برابر خوشیهای آخرت اندکی بیش نیست. با درود و سلام فراوان به کلیه‌ی شهدای صدر اسلام تاکنون …از اینکه متعهد شدم در جنگ شرکت کنم یک وظیفه‌ی دینی خود دانستم و به والله قسم همیشه قلبم برایش می‌تپید چون بیشتر در معرض آزمایش قرار می‌گرفتم و سعی می‌کردم تا اندازه‌ی رشدم کمبودهایم را برطرف کنم ولی همیشه به این فکر بودم که نکند خالص نشوم و در جنگ از بین بروم (از دنیای ظاهری) تا اینکه مرتبه‌ی اول و دوم گذشت برای مرتبه سوم به فکر این افتادم که حتماً بسیار گناهکارم که از فیض شهادت محروم مانده‌ام. سعی کردم خالصانه‌تر و استوارتر شروع کنم تا شاید خداوند نظر عنایتی بکنند و مرا از نعمت بزرگش سیراب کند. الحمدالله ….«خداوند به شما امر می‌کند که امانتها را به صاحبان آن بسپارید.» ای خمینی عزیز مطمئن باش که به آیه‌ی قرآن وفادار خواهیم ماند و همیشه از حرکت در خط پیامبرگونه‌ات تا ظهور حضرت مهدی (عج) ضعف از خود نشان نخواهیم داد. خدایا ما ابزار و وسیله‌‌ای بیش نیستیم. تویی که مرا هدایت و از خطرات عقیدتی به دور میداری. از تمامی خانواده، اقوام، دوستان و همشهریان و کلیه‌ی مسلمانان درخواست عاجزانه دارم که از خط رهبریت امام امت پیروی کنید تا سرعت و ضربات مشت بر دهان ابرقدرتها بیشتر شود. برای اینکه جوانان متعهد و شجاع بارآیند، و از مرگ نترسانید که زیر بار ذلت زندگی کنند ولی از ترس مرگ خروش نکنند، قربانی شدن در راه تحقق اسلام و اهداف انقلاب اسلامی آرزوی ماست بگذارید ما فدا شویم اما نگذارید که جمهوری اسلامی و خط امام بیش از این دست‌خوش حملات مخالفان شود … ولی درد دلی با برادران پاسدار! شما را قسم به آنچه برایش ایثارگری می‌کنید کاری کنید که سخنان امام با شما تطبیق کند و قلب امت دردناک نشود. چون خیلی شما از جان‌گذشتگان را دوست دارند. جملات امام به پاسداران (شما جندالله‌اید- شما دست خدا هستید- شما سربازان امام زمان (عج) هستید) معنی جملات و برداشت آنها یعنی اگر اینها که گفته شد نیستید سعی کنید چنین باشید تا بتوانید به اسلام خدمت کنید … همگی برای پیروزی و گسترش اسلام و طول عمر امام در دل شب و وقت نمازها دعا کنیم.والسلام
برچسب ها: لنجان ، شهر زاینده رود ، بیستجان ، بیستگان ، کله مسیح ، کله مسلمان ، باباشیخعلی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 دی 1394 12:06 ق.ظ

 

تعزیه های قدیم شهر زاینده رود عکس

یکشنبه 17 شهریور 1392 03:26 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

برای مشاهده عکس در اندازه بزرگ روی عکس کلیک کنید
با تشکر از آقای حسین ابراهیمی که این عکس و 12 قطعه عکس دیگه را در اختیارم گذاشتن که متاسفانه هنوز وقت نکردم بارگزاریشون کنم

برچسب ها: عکس ، تعزیه ، بیستجان ، شهر زاینده رود ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 مهر 1392 05:21 ب.ظ

 

مرغابی های مهاجر توی زمینهای کشاورزی

پنجشنبه 9 خرداد 1392 11:01 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

شالیکاری بیستجان زاینده رود مرغابی مهاجر

 

عکس فوف از مرغابی های مهاجری گر فته شده که تو اردیبهشت در زمینهای کشاورزی شهر زاینده رود نشسته اند


برچسب ها: مرغابی ، شالیکاری ، زاینده رود ، بیستجان ، کله مسلمان ، بهجت اباد ،
آخرین ویرایش: - -

 

عکس های قدیمی و خاطره انگیز

چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:10 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

عکس مرحوم حاج محمد حسن قاسمی(امین اله)

باتشکر از آقای فرزاد قاسمی بابت ارسال عکس های فوق


برچسب ها: عکس ، حاج محمد حسن قاسمی ، زاینده رود ، بیستجان ، بیستگان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:17 ق.ظ

 

چند تا عکس قدیمی دیگه

یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 12:57 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

برای دیدن عکس در سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

بقیه عکس ها  در ادامه مطلب

ادامه مطلب
برچسب ها: عکسهای قدیمی ، بیستجان ، بیستگان ، زاینده رود ، لنجان ، اصفهان ، باباشیخعلی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 11:17 ب.ظ

 

عکس قدیمی از دبستان دولتی بیستجان

جمعه 13 اردیبهشت 1392 12:31 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

عکس قدیم دبستان دولتی بیستجان شهر زاینده رود

این عکس که طبق پشت نویس اون که در زیر عکس واستون  پیوست  کردم در 26فروردین 1343 گرفته شده

کلاس ششمی های اون موقع  با معلماشون

تابلو دبستان دولتی در دست بچه هاست

اینطور عکس گرفتنا اون موقع ها رسم بوده 

روی عکس کلیک کنید تا با اندازه بزرگ مشاهده کنید


برچسب ها: بیستجان ، دبستان دولتی بیستجان ، بیستگان ، شهر زاینده رود ، لنجان ، اصفهان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 11:32 ب.ظ

 

چندتا عکس از قدیم ترا

جمعه 13 اردیبهشت 1392 11:20 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

عکس سند بسیار مهمیه تا لحظات بصورت واقع نمایانه (ریالیست) ثبت بشه

لحظات قابل تکرار نیستن

ولی با دیدن یک عکس میشه حال و هوای یک لحظه تکرار نشدنی را برای چن لحظه حس کرد

حتما به ادامه مطلب برید و عکسهای بیشتری را که از شهر زاینده رود قدیم گذاشتم ببینید

برای دیدن عکس در سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

عکس از بیستجان قدیم تصویر حاج محمد اقا حدادی

حاج محمد اقا حدادی و همسرش *کرسی و سینی کنگره دار و پرده گوزنی

حاج محمد اقا در بیستجان(بیستگان)معلم قران بود

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 11:31 ب.ظ

 

عکس

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 02:38 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

عکس رو از عنکبوتی کگه داخل سینک ظرفشویی بدام افتاده بود گرفتم

روی عکس کلیک کنید تا بصورت بزرگ نمایش داده شود


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: جمعه 13 اردیبهشت 1392 05:22 ب.ظ

 

آبشار شالرا چرمهین (شاه لولاک)

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 02:13 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

ابشار شالرا

برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر روی عکس مورد نظر کلیک کنید

آبشار شالرا یا شاه لرها یا شاه لولاک در شهر چرمهین ازتوابع بخش باغبادران شهرستان لنجان و در نزدیکی شهر زاینده رود قرار دارد

ابشاری بسیار دیدنی و زیبا

یادم رفت از سنگ نبشته کنار ابشار عکس بگیرم

عکسها مال اولین روز اردیبهشت 1392


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، رودخانه زاینده رود ، لنجان ، باغ بهادران ، چرمهین ، ابشار شالرا ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 09:08 ب.ظ

 

شهر زاینده رود سیزدهم فروردین92

چهارشنبه 14 فروردین 1392 09:06 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: جمعه 13 اردیبهشت 1392 05:25 ب.ظ

 

زاینده رود

جمعه 9 فروردین 1392 10:45 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:33 ب.ظ

 

پل چوقی

جمعه 9 فروردین 1392 08:59 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

پل چوبی یا چوقی پلی با ستونها و اسکلت اهنی است که توسط الوارهای چوبی پوشیده شده بود

این پل که در ضلع شمالی کله مسیح  بر روی رودخانه زاینده رود قرار دارد جهت دسترسی به تصفیه خانه اب صنایع دفاع ساخته شده بوده

متاسفانه در حال حاضر از بدنه چوبی ان هیچ چیزی باقی نمانده و اگر به هر کسی بگویی که این پل اسمش پل چوبی است با تعجب به شما خواهد نگریست

این پل در نزدیکی تپه بیستجان  و چنارهای خواجه خضراست


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:34 ب.ظ

 

هفت سین امسال خونه ما

پنجشنبه 1 فروردین 1392 04:24 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:35 ب.ظ

 

خانه های قدیمی کله مسیح

پنجشنبه 1 فروردین 1392 03:34 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سده لنجان ، چمگردان ،
آخرین ویرایش: جمعه 13 اردیبهشت 1392 05:26 ب.ظ

 

عید در شهر زاینده رود فدیم

چهارشنبه 30 اسفند 1391 10:31 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

این مطلب از ارشیو مطالب وبلاگ است ولی بخاطر موضوع عید بازنشر میگردد


قبل از امدن عید


خانه تکانی عید:

وقتی آخر ای سال می شد مردم (بیشتر خانوما) به تکاپو می افتادن تا خونه ها رو مثل دسته گل کنن که وقتی فک و فامیل میان واسه عید دیدنی کیف کنن.

خونه ها اون موقع مثل الان 45 متری و 70 متری و اینا نبود یه خونه درندشت  چهارصد پونصد متری که بعضی از خونه ها از یک جریب هم بیشتر بود. تازه خونه ها کفشون مثل الان از سرامیک و موزاییک و سنگ نبود که !! حیاط خونه ها خاکی بود و کف اتاقها از سیمان بود.

زنها و دختر ها با جارو صحرایی کف خونه را جارو و اب پاشی میکردن. چون بدنه دیوار ها کاهگلی بود وقتی اب به دیوارها میپاشید یه بوی خیلی خوبی میداد که هنوز تو مشامم هستش. یادش بخیر

زن و مرد دستشون بند بود از شستن قالیهای سنگین و کلفت نجف ابادی بگیر تا تمیز کردن اتاقهای تو در تو .

کسایی که حیوان داخل خانه نگهداری میکردن(منظورم گاو و الاغ و اینهاست نه سگ و گربه و همستر) باید خاک زیر پای حیوونا رو هم به صحرا میبردن.

بعضی مردها که بهمن و اسفند فقط تو راه رفت و برگشت به صحرا بودن(خاک میبردن) رفتن پیاده و  برگشتن سواره

البته همه مردها و پسرها مجبور بودن برای امرار معاش فعالیتهای کشاورزی رو انجام بدن اما بعضی که بیشتر اهل علم بودن همزمان با بردن خاک به صحرا کتاب هم میخوندن.

برنج پوکه و گندم بو داده:

اون زمان یکی از اجزای جدانشدنی پذیرایی عید که زیاد هم مصرف میشد برنج پوکه و گندم بوداده بود

زنها سفره های بزرگ پهن میکردن و برنج ابکشیده شده لنجون (برنج لنجان که حاصل دسترنج خودشون بود) یا گندم اب پز شده را روی سفره ها پهن میکردن. امیدشون به خدا بود که هوا افتابی باشه و باد و باران و گرد و خاک برنج و گندمشون را خراب نکنه. پس از چند روز برنج و گندم خشک میشد و اونها در تابه بزرگ فلزی که به اون تووه میگفتن با نمک برنج و گندم را برشته میکردن که به اونا برنج پوکه و گندم بوداده میگفتیم.(همون برنجک و گندم برشته الان)

البته تخم گشنیز بو داده هم به همراه اونها استفاده میشد

 

از ابتدای اسفند که میشد کشاورزا خودشون را اماده میکردن که بقول خودشون وقتی که به وسطای اسفند میرسید زمین نفس میکشید و میشد راحتتر از قبل زمینها را شخم زد.

بعضی ها شبدر میکاشتن که مردم روز سیزدهم فروردین (سیزده بدر) از اونها استفاده میکردن

خونه جونجون حجی

مادر و پدر من که پسر دایی و دختر عمه ان از  عید و خونه مادر بزرگشون که بهش جونجون حجی میگفتن تعریف میکنن.

میگن که جونجون یه سبد بزرگ تخم مرغ های خونگی را با پوسته پیاز قرمز رنگ میکرده و به تمام بچه هایی که به خونه اونها میرفتن برای عید دیدنی میداده.

یه سبد بزرگ هم پر از دستمال یزدی و روسری های رنگی که به دختر پسرهای بزرگتر و مرد و زنهای فامیل میداده.

گنجه پر از تنقلات، سفره رنگین هفت سین عید که غیر از قران و ایینه  و چراغ فانوس و و سیب و سماغ و سرکه و سنجد و سبزه و سوزن و سینی داخلش شیرینی و گز و اجیلهای مختلفو برنج پوکه و گندم بوداده و نخودچی کشمش و بادام و گردو و میوه هم دیده میشده.

مردم رسمشون این بود که فانوس تا بعد از سیزده بدر توخونه هاشون خاموش نشه(بنظر من این رسم از زمان زرتشت و روشن نگه داشتن اتش اتشگاهها باقی مونده بوده)

ایینه را بصورت خوابیده روی سفره قرار میدان و یک تخم مرغ روش میگذاشتن و میگفتن که موقع تحویل سال این تخم مرغ تکون میخوره و این به اون دلیل بوده که از زمان صفویه در شهرها و مناطقی که نظامیان در انجا حضور داشتن با توپ شلیک میکردن ( بقول ما توپ در میکردن) و با شلیک توپ و لرزش زمین تخم مرغ روی ایینه حرکت میکرد.

اون موقع هنوز تو روستاها کسی ماهی قرمز توی تنگ اسیر نمیکرد

ولی سبزه که از گندم  عدس ماش یا تخم تره شاهی تهیه میشد تا روز سیزده وسط سفره بود و روز سیزده به اب رودخانه زاینده رود انداخته می شد.

روز سیزده مردم به قسمت انتهایی قوروق بالا که به اون منطقه راست کله ایها (یعنی مقابل روستاهای کله بالا و کله پایین)  میرفتن  از روی پل قدیمی بین کله و بیستجان که معروف بود به پل چوبی(پل چوقی pol chooghi()و بالای تَپه ای که به اون تُپه toppe میگفتن میرفتن (البته مردها اینجا میومدن و زنها به چنارهای قدیمی مقابل اون که به اونها چنارهای خواجه خضر گفته میشد میرفتن) مردم اعتقاد داشتن با گره زدن سبزه و بستن دخیل به چنار ها به ارزوهاشون و باز شدن بخت جوونها شون میرسن

ادامه دارد......


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، عید ، جونجون حجی ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، خانه تکانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:38 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو