عکس های محفل انس با قرآن

دوشنبه 7 مرداد 1392 01:22 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

این محفل انس 14 رمضان امسال در گلستان شهدا برگزار شد
استاد رضوی و گروه تواشیح تنزیل سده لنجان میهمانان این محفل بودند
این مراسم معنوی که معطر به شمیم دلنشین قرآن کریم گردیده بود از ساعت 10 شب  شروع و تا ساعت 23 و 30 دقیقه بطول انجامید
برای دیدن بقیه عکس ها اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
برچسب ها: محفل انس با قرآن ، زاینده رود ، گلستان شهدا ، استاد رضوی ، گروه تواشیح تنزیل سده لنجان ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مرداد 1392 03:21 ق.ظ

 

زاینده رود

جمعه 9 فروردین 1392 10:45 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:33 ب.ظ

 

پل چوقی

جمعه 9 فروردین 1392 08:59 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

پل چوبی یا چوقی پلی با ستونها و اسکلت اهنی است که توسط الوارهای چوبی پوشیده شده بود

این پل که در ضلع شمالی کله مسیح  بر روی رودخانه زاینده رود قرار دارد جهت دسترسی به تصفیه خانه اب صنایع دفاع ساخته شده بوده

متاسفانه در حال حاضر از بدنه چوبی ان هیچ چیزی باقی نمانده و اگر به هر کسی بگویی که این پل اسمش پل چوبی است با تعجب به شما خواهد نگریست

این پل در نزدیکی تپه بیستجان  و چنارهای خواجه خضراست


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:34 ب.ظ

 

هفت سین امسال خونه ما

پنجشنبه 1 فروردین 1392 04:24 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:35 ب.ظ

 

خانه های قدیمی کله مسیح

پنجشنبه 1 فروردین 1392 03:34 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سده لنجان ، چمگردان ،
آخرین ویرایش: جمعه 13 اردیبهشت 1392 05:26 ب.ظ

 

عید در شهر زاینده رود فدیم

چهارشنبه 30 اسفند 1391 10:31 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

این مطلب از ارشیو مطالب وبلاگ است ولی بخاطر موضوع عید بازنشر میگردد


قبل از امدن عید


خانه تکانی عید:

وقتی آخر ای سال می شد مردم (بیشتر خانوما) به تکاپو می افتادن تا خونه ها رو مثل دسته گل کنن که وقتی فک و فامیل میان واسه عید دیدنی کیف کنن.

خونه ها اون موقع مثل الان 45 متری و 70 متری و اینا نبود یه خونه درندشت  چهارصد پونصد متری که بعضی از خونه ها از یک جریب هم بیشتر بود. تازه خونه ها کفشون مثل الان از سرامیک و موزاییک و سنگ نبود که !! حیاط خونه ها خاکی بود و کف اتاقها از سیمان بود.

زنها و دختر ها با جارو صحرایی کف خونه را جارو و اب پاشی میکردن. چون بدنه دیوار ها کاهگلی بود وقتی اب به دیوارها میپاشید یه بوی خیلی خوبی میداد که هنوز تو مشامم هستش. یادش بخیر

زن و مرد دستشون بند بود از شستن قالیهای سنگین و کلفت نجف ابادی بگیر تا تمیز کردن اتاقهای تو در تو .

کسایی که حیوان داخل خانه نگهداری میکردن(منظورم گاو و الاغ و اینهاست نه سگ و گربه و همستر) باید خاک زیر پای حیوونا رو هم به صحرا میبردن.

بعضی مردها که بهمن و اسفند فقط تو راه رفت و برگشت به صحرا بودن(خاک میبردن) رفتن پیاده و  برگشتن سواره

البته همه مردها و پسرها مجبور بودن برای امرار معاش فعالیتهای کشاورزی رو انجام بدن اما بعضی که بیشتر اهل علم بودن همزمان با بردن خاک به صحرا کتاب هم میخوندن.

برنج پوکه و گندم بو داده:

اون زمان یکی از اجزای جدانشدنی پذیرایی عید که زیاد هم مصرف میشد برنج پوکه و گندم بوداده بود

زنها سفره های بزرگ پهن میکردن و برنج ابکشیده شده لنجون (برنج لنجان که حاصل دسترنج خودشون بود) یا گندم اب پز شده را روی سفره ها پهن میکردن. امیدشون به خدا بود که هوا افتابی باشه و باد و باران و گرد و خاک برنج و گندمشون را خراب نکنه. پس از چند روز برنج و گندم خشک میشد و اونها در تابه بزرگ فلزی که به اون تووه میگفتن با نمک برنج و گندم را برشته میکردن که به اونا برنج پوکه و گندم بوداده میگفتیم.(همون برنجک و گندم برشته الان)

البته تخم گشنیز بو داده هم به همراه اونها استفاده میشد

 

از ابتدای اسفند که میشد کشاورزا خودشون را اماده میکردن که بقول خودشون وقتی که به وسطای اسفند میرسید زمین نفس میکشید و میشد راحتتر از قبل زمینها را شخم زد.

بعضی ها شبدر میکاشتن که مردم روز سیزدهم فروردین (سیزده بدر) از اونها استفاده میکردن

خونه جونجون حجی

مادر و پدر من که پسر دایی و دختر عمه ان از  عید و خونه مادر بزرگشون که بهش جونجون حجی میگفتن تعریف میکنن.

میگن که جونجون یه سبد بزرگ تخم مرغ های خونگی را با پوسته پیاز قرمز رنگ میکرده و به تمام بچه هایی که به خونه اونها میرفتن برای عید دیدنی میداده.

یه سبد بزرگ هم پر از دستمال یزدی و روسری های رنگی که به دختر پسرهای بزرگتر و مرد و زنهای فامیل میداده.

گنجه پر از تنقلات، سفره رنگین هفت سین عید که غیر از قران و ایینه  و چراغ فانوس و و سیب و سماغ و سرکه و سنجد و سبزه و سوزن و سینی داخلش شیرینی و گز و اجیلهای مختلفو برنج پوکه و گندم بوداده و نخودچی کشمش و بادام و گردو و میوه هم دیده میشده.

مردم رسمشون این بود که فانوس تا بعد از سیزده بدر توخونه هاشون خاموش نشه(بنظر من این رسم از زمان زرتشت و روشن نگه داشتن اتش اتشگاهها باقی مونده بوده)

ایینه را بصورت خوابیده روی سفره قرار میدان و یک تخم مرغ روش میگذاشتن و میگفتن که موقع تحویل سال این تخم مرغ تکون میخوره و این به اون دلیل بوده که از زمان صفویه در شهرها و مناطقی که نظامیان در انجا حضور داشتن با توپ شلیک میکردن ( بقول ما توپ در میکردن) و با شلیک توپ و لرزش زمین تخم مرغ روی ایینه حرکت میکرد.

اون موقع هنوز تو روستاها کسی ماهی قرمز توی تنگ اسیر نمیکرد

ولی سبزه که از گندم  عدس ماش یا تخم تره شاهی تهیه میشد تا روز سیزده وسط سفره بود و روز سیزده به اب رودخانه زاینده رود انداخته می شد.

روز سیزده مردم به قسمت انتهایی قوروق بالا که به اون منطقه راست کله ایها (یعنی مقابل روستاهای کله بالا و کله پایین)  میرفتن  از روی پل قدیمی بین کله و بیستجان که معروف بود به پل چوبی(پل چوقی pol chooghi()و بالای تَپه ای که به اون تُپه toppe میگفتن میرفتن (البته مردها اینجا میومدن و زنها به چنارهای قدیمی مقابل اون که به اونها چنارهای خواجه خضر گفته میشد میرفتن) مردم اعتقاد داشتن با گره زدن سبزه و بستن دخیل به چنار ها به ارزوهاشون و باز شدن بخت جوونها شون میرسن

ادامه دارد......


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، عید ، جونجون حجی ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، خانه تکانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:38 ب.ظ

 

فامیل های مردم محلات شهر زاینده رود

چهارشنبه 16 اسفند 1391 10:24 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

نام فامیل یا نام خانوادگی عموما نامی است که اجداد ما از نام پدر یا جد و یا شغل خود یا پدر و یا جدشان بر روی خاندان خود مینهادند تا بدان نام یک خانواده از دیگر خانواده ها تمیز داده شود

مثلا  خانواده  هاشمی  یا نام یکی از پدرانشان هاشم بوده و یا از سیدهای هاشمی بوده اند

و یا خاندان حدادی  نسل اندر نسل اهنگر(حداد) بوده اند

من تعدادی از نام فامیلهای مردم شهر زاینده رود را تا جایی که اطلاع دارم اشاره میکنم

باباشیخ علی  :  باقری   معتمدی  معظم   باقری محمدی سلیمی شجاعی پردل  رحیمی صالحی شیرمحمدی کنارنگ رام خانی شیخ پور شیخ زاده شیخی باقر پور  حیدری

بیستجان : امامی موذنی مختاری  قاسمی حدادی رجبی  کریمی علی بابایی  حسین زاده  افرین محسنی  سلیمانی ابراهیمی صادقی

بهجت اباد : کریمی  مومنی  امیدی

کله مسلمان :  صادقی  اسکندری سلطانی

کله مسیح:   صالحی  هاشمی  قاسمی

اگر بیشتر میدانید از قسمت نظرات یاداوری کنید


برچسب ها: فامیل ، خانواده ، مشاغل ، بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:41 ب.ظ

 

نمایشها و خرده نمایشهای زاینده رود

چهارشنبه 16 اسفند 1391 09:50 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

در رسومات گذشته محلات شهر زاینده رود نمایشهای و خرده نمایشهای ایینی اجرا می شده است که بطور اختصار به برخی از انها اشاره میکنم

(نمایش ایینی به نمایشی گویند که در خدمت ایین قرار گرفته و خرده نمایشها هم نمایشهایی هستند که خیلی مختصر اجرا میگردند.)

ایین ترس اندازی   این نمایش در همین دهه معاصر نیز در محلات شهر زاینده رود اجرا میشده است چنان که ترجیحا پیرزنی مجرب برای دور کردن ترس از کودکی که حالت بیمار بخود گرفته که به لفظ عام هول افتادن گفته میشود  حاضر میشد

با چوب و هیزم خشک اتشی افروخته میشد که بر روی اتش افروخته تابه بزرگی که بدان به لهجه محلی توه گفته میشد وارونه میکردند  و از خمیر ارد که با اب خیلی رقیق شده بود بر روی تابه داغ میریختند. البته این کار با اجرای حرکاتی نمایش گونه و به خدمت گیری اذکار و اوراد توسط پیرزن اجرا کننده انجام می شد.

خمیر رقیق شده سریعا شکلی بخود میگرفت . همه منتظر تفسیر پیرزن از شکل بتصویر در امده خمیر بودند. تا اینکه پیرزن لب به سخن میگشود و انچه از تصویر خمیر روی تابه میدید را به چیزی شبیه به ان نسبت میداد و دلیل ترس و بیماری کودک را ان چیز میدانست.

تاثیر روانی این ایین ترس اندازی  باعث تلقین مثبت و بهبودی نسبی کودک بیمار می شد.

ایین مهره اندازی این ایین کهن که بیشتر در چهارشنبه اخر سال  که موسوم به چهارشنبه سوری است اجرا می شده است

این رسم کهن با اجتماع تعدادی از بانوان در محل زندگی یکی از انها صورت می گرفته است. زنان و دختران با هر سنی و شرایطی  هر کدام با خود مهره ای(چه زینتی و چه غیر زینتی )  از جنس سنگ ، تکه های شیشه، چوب ،استخوان و... همراه داشتند . زنی از بین جمع که ترجیحا مسن تر و مجرب تر بود درخواست کوزه ای میکرد که زنان همه مهره هایشان را درون ان کوزه بیاندازند. وکودکی را هم می اوردند که کوزه را در دست میگرفت.

زن مسن تر با خواندن شعری از کودک میخواست تا کوزه را بچرخاند  و وقتی که شعر او تمام میشد از کودک میخواست تا یکی از مهره های درون ان کوزه را بیرون بکشد و چون همه میدانستند که مهره از کیست ان شعر را نوعی تفال برای صاحب مهره میدانستند و بدو نسبت میدادند.

مادرم میگوید که از کودکی خودش بیاد دارد که اشعاری که برای افراد می امد همان وضع و حال زندگیشان بوده است.

باورهای پاک و بی الایش مردمان روزگار دیرین ما انچنان بود که شعر ی که قسمت انها میشد  گوشه ای از زندگیشان بود . و با برداشتی دیگر میتوان گفت اشعاری که خوانده میشد متناسب با وضع دوران خودشان انتخاب و اجرا می شده است.

ایین قاشق زنی

مرد و زن بزرگ و کوچک فرقی نمیکند همه با لباسی شبیه لباس زنانه (مثلا با روسری و چادرکه اغلب از چاچب که پارچه بزرگ و کلفت با بافتهای درشت از جنس نخ طبیعی بود که  عموما بادست بافته میشد و برای جمل وسایل و علوفه از ان استفاده می شد و بجای چادر هم استفاده می کرده اند)

در حالی که ظرفی در دست داشتند با قاشقی بر روی ان میکوبیدند و بسمت منازل روستا حرکت میکردند ،گه گاه فردی از بزرگترها شعر یا شعاری را میخواند و بقیه تکرار میکردند.

ایجاد سر و صدای زیاد کوبیدن قاشقها بر روی ظروف که همراه با ریتم خاص خود بود باعث میشد که اهالی قبل از اینکه گروه به درب منزلشان برسند متوجه حضور گروه شوند و در استانه درب خانه شان منتظر رسیدن گروه و استقبال از انها میشدند.

اما اگر با رسیدن گروه به درب منزل کسی برای استقبال از گروه به بیرون خانه نیامده بود گروه با مداومت و توقف صاحب خانه را متوجه حضور میکردند.

اهالی با دادن هدایایی از قبیل تخم مرغ ،نان و برنج،جو،گردو،لبنیات و یا هر چیز دیگری که در خانه داشتند از گروه قاشق زنان که شادی را به انها هدیه داده بودند تشکر میکردند.

این ایین در سه شنبه اخر سال و ایام نوروز اجرا می شده است.

مطالبی نیز در مورد ایین های زیر اماده کرده ام که اگر وقت کنم حضورتون تقدیم میکنم

ایین جامع نمایشی تعزیه

ایین کولی بازی

البته ایینهایی نیز وجود دارند که بدلیل نداشتن حرکات نمایشی از انها فقط با نام ایین تلقی میشه نه ایین نمایشی


برچسب ها: ایین ها ، رسوم ، ایین نمایش ، نمایش ایینی ، بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:42 ب.ظ

 

بازی های قدیمی

جمعه 11 اسفند 1391 05:47 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

در این پست میخوام به معرفی بازیهای قدیمی مردم در شهر زاینده رود بپردازم

یه قل دو قل  بازی دو نفره ای است که دو نفر در حالی که  پنج ریگ(سنگ های صیقلی با قطر حدود3سانتی متر که عموما از کنار ساحل رودخانه زاینده رود تهیه می شد) در بینشان وجود دارد در مقابل هم مینشینند و هر نفر با پرتاب ریگها به روی زمین و انتخاب یکی از ریگها و پرتاب ان به بالا همزمان سعی در برداشتن ریگها میکند.

بازی در مرحله بعد با برداشتن تعداد بیشتری از ریگهابطور همزمان و یا انجام حرکات نمایشی با دست همراه میشود که بازی را سخت تر میکند و شخص حرفه ای تر بدین ترتیب برنده خواهد شد.

هفت سنگ  بازی گروهی است که افراد با پرتاب سنگی به سمت هفت سنگی که بر روی هم چیده شده اند سعی میکنند سریعتر هفت سنگ را بیندازند و برنده بازی باشند. البته بعدها بوسیله توپ کرکی به سمت هفت سنگ نشانه گیری میشد.

چوق و پل بازی گروهی که بوسیله چوبی باندازه  حدود 60 سانتی متر  و چوب کوچکتری که با اندازه حدود 15 سانتی متر و پل نامیده میشد انجام میگردید.

نفرات بوسیله چوب بزرگ در دو حرکت ضربه اول  پل را به بالا پرتاب و در ضربه دوم به دورترین فاصله پرتاب میکردند .گروه مقابل بایستی پل را از جایی که افتاده به سمت محل پرتاب کننده پرت کنند. پرتاب کننده باید چوب را بصورت عمود بگیرد و تکان ندهد. اگر پل با چوب برخورد کند جای گروهها عوض میشود وگرنه بازی بهمین صورت  ادامه پیدا میکند

لپر

قوزکی

توپ پروی (مثل ورزش هاکی)

تخم تو سری

گردوبازی (مثل تیله بازی)

اختل بازی یا اختلی

رابط بازی یا رابطی

قلعه بازی

استپی(گرگم به هوا)

وسطی

اگر شما بیشتر اطلاع دارید برایمان بفرستید تا با نام خودتان درج شود

 


برچسب ها: بازی ها ، اداب ، رسوم ، قلعه ، اختلی ، رابطی ، یه قل دوقل ، بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 02:43 ب.ظ

 

آسیاب آبی بیستجان

دوشنبه 22 اسفند 1390 08:35 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

فضای داخلی آسیاب آبی

وجود  آسیاب آبی قشنگی  در حاشیه صحرای بیستجان ( سمت جاده کارگاه موزاییک  زنی حاج علی اقا فتحی )

باعث میشده که در زمان قدیم مردم از هر روستایی برای اسیاب کردن برنج و ارد کردن گندم و جو خود به بیستجان بیایند

من در سن کودکی بقایای پره های اسیاب ابی را دیده بودم و در حال حاضر تنها بقایای فروریخته دیوارهای این اسیاب وجود دارد.

اب این اسیاب بصورت ابشار از بالا بر روی پره ها میریخته و باعث حرکت چرخ و سنگ رویین اسیاب میشده

البته همچنان هم با وجود اسیابهای جدید بیستجان محل رفت و امد مردم شهر ها و روستاهای اطراف جهت اسیاب برنج و گندم و جو شان است.   (عکس این مطلب تزیینی است)


آخرین ویرایش: دوشنبه 22 اسفند 1390 08:45 ب.ظ

 

شیر سنگی کله مسلمان

دوشنبه 22 اسفند 1390 08:18 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

شیر سنگی 02

شیر سنگی سازه ای از جنس سنگ به شکل شیر است که به عنوان نماد جوانمردی و دلاوری بر سر قبر شیر مردان و دلاوران نصب میشده تا یاد انها  باعث افتخار بازدیدکنندگان و فاتحه خوانان بر سر قبر شود.

این مجسمه بیشتر و بطور معمول در قبرستانهای ایل بختیاری دیده میشود. حتی در استان چهارمحال و بختیاری هنوز قبرستانهایی هست که پراست از این شیرهای سنگی.

بعضی تاریخ شناسها معتقدند که وجود چنین مجسمه ای در هر جای ایران نماد دفن یک بختیاری در ان محل و یا دلیلی برای اثبات زندگی نفراتی از ایل بختیاری در ان منطقه است.

بنظر من نزدیکی فرهنگها را هم دلیل دیگری برای وجود این مجسمه در جاهای دیگر کشور نیز میتوان دانست.

در محله کله مسلمان در دو قطعه جدا از هم قبرستان کله پایین دو شیر سنگی کوچک وجود داشت .

شایان ذکر است که زندگی برخی افراد از قشر عشایر در کله مسلمان مورد تایید پیشینیان ما هم هست.

من یکی از این دوشیر سنگی که در تیرماه سال 1386 به سرقت برده شد و اثری از ان هم یافت نشد  را در طول سه سالی که از مسیر جلوی قبرستان عبور میکردم بارها و بارها دیده بودم.

یک روز که متوجه فقدان این شیر سنگی شدم از یکی از اعضای شورای شهر انموقع  درموردش جویا شدم که خبر سرقت این اثر گرانبهای کهن بدستم رسید.

البته باعث از دست رفتن این اثر تنها مسئولین محترمی هستند که با توجه به اینکه احتمال سرقت ان دور از ذهن نبود هیچ اقدامی در جهت حراست از ان و حتی انتقال به محل دیگری انجام نشد.

همچنان که میدانیم یکی دیگر از راههای تشخیص قدمت یک سرزمین کهن بودن قبرهای ان منطقه است لذا حراست از  سنگ قبرهای قدیمی در شهر زاینده رود که شاید جزو  نمادهای انگشت شمار قدمت این شهر هستند هم بر عهده ما و هم مسئولین محترم شهر و شهرستان است (عکس این مطلب تزیینی است)


آخرین ویرایش: جمعه 14 تیر 1392 02:00 ق.ظ

 

خاطرات زمستان و شبهای چله بیستگان

دوشنبه 8 اسفند 1390 01:33 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

خاطرات زمستان و شبهای چله بیستگان

امیدوارم  با خوندن این مطلب برخی از خاطراتتون زنده بشه

برای خواندن متن به ادامه مطلب بروید  یا اینجا کلیک کنید

 

ادامه مطلب
برچسب ها: خاطرات ، زمستان ، شب چله ، شب یلدا ، بیستجان ، بیستگان ، بیسگون ، باباشیخ علی ، نوگران ، زاینده رود ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1391 02:47 ب.ظ

 

طبیعت شهر زاینده رود

پنجشنبه 9 تیر 1390 05:06 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

ایا تاکنون به این موضوع فکر کرده ای که چند نوع جانور و گیاه در اطراف ما زندگی می کنند؟

ایا رفتار ما با انها رفتار صحیحی است؟

من در این قسمت به تعدادی از جانوران که در اطراف محیط زندگی ما زندگی میکنند اشاره میکنم

 اگر میخواهید در مورد طبیعت ،جانوران و گیاهان شهر زاینده رود بیشتر بدانید

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
برچسب ها: محیط زیست زاینده رود ، جانوران ، حیوانات ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 23 اسفند 1390 07:08 ب.ظ

 

داستان کوچه بن بست

دوشنبه 30 خرداد 1390 02:04 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

داستان کوچه ی بن بست

خواندن این داستان را از دست ندهید

این داستان از متن کتاب شهر نون گرفته شده و  بدون غرض شخصی فقط بعنوان سند قدمت شهر زاینده رود در این وبلاگ آورده شده است،

که در مورد بیستجان ، باباشیخعلی و نجف اباد است

برای خواندن داستان اینجا کلیک کنید

ادامه مطلب
برچسب ها: زاینده رود ، بیستجان ، کله مسیح ، کله مسلمان ، باباشیخ علی ، چمگردان ، لنجان ، زرین شهر ، ریز ، اصفهان ، لنجانات ، نوگوران ، مورکان ، قران سعید اباد ، بهجت اباد ، محیط زیست ، دانشگاه پیام نور زاینده رود ، فولادشهر ، سده لنجان ، مدرسه ، دبیرستان نبوت ، راهنمایی ، دبستان بهار ، نهضت اسلامی ، fds[ ، k ، fds' ، بیسجون ، بیسکون ، کله پایین ، کله بالا ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1391 03:27 ب.ظ

 

شیخ علی رودباری

دوشنبه 30 خرداد 1390 01:56 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

گذری به تاریخ تاریخ و ادبیات

گرداورنده فضل الله خلیلی نجف ابادی

گرداورنده متن:فضل الله خلیلی نجف ابادی
شیخ ابا علی رودباری

شیخ اباعلی رود باری(بابا شیخ علی)

          امام زاده ای بنام(فضل بن علی بن احمد بن محمد حنیفیه )در روستای بابا شیخ علی از توابع زرین شهر و از روستاهای حاشیه رودخانه زاینده رود در كنار جاده زرین شهر- شهركرد قرار دارد .

          پیرامون بقعه این امام زاده فضای مشجری با درختان كهنسال واشراف بر زاینده رود وكشتزارهای برنج اطراف آن محیطی سر سبز و با صفا را تشكیل میدهد در كنار بقعه  امامزاده رواق نسبتا بزرگی ساخته اند كه در وسط آن  قبری بچشم می خورد روی سنگ قبر چنین حجاری شده است.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

ادامه مطلب
برچسب ها: شیخ ابا علی رودباری ، شیخ ابوعلی رودباری ، امامزاده بابا شیخ علی ، باباهای اصفهان ، زاینده رود ، بیستجان ، کله مسیح ، کله مسلمان ، باباشیخ علی ، چمگردان ، لنجان ، زرین شهر ، ریز ، اصفهان ، لنجانات ، نوگوران ، مورکان ، قران سعید اباد ، بهجت اباد ، محیط زیست ، دانشگاه پیام نور زاینده رود ، فولادشهر ، سده لنجان ، مدرسه ، دبیرستان نبوت ، راهنمایی ، دبستان بهار ، نهضت اسلامی ، بیسجون ، بیسکون ، کله پایین ، کله بالا ،
آخرین ویرایش: شنبه 24 دی 1390 01:37 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic