شمس و مولانا

دوشنبه 30 بهمن 1391 11:15 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 
شمس و مولانا

می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوارهستی؟!
شمس پاسخ داد: بلی.
مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!
ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.
ـ در این موقع شب، شراب از کجا گیر بیاورم؟!
ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.
- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.
- پس خودت برو و شراب خریداری کن.
- در این شهر همه مرا میشناسند، چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!
ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.
تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند. آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.
ادامه متن را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 بهمن 1391 11:26 ق.ظ

 

مگر خدا هم گریه میكند!

یکشنبه 29 بهمن 1391 11:00 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

نقشه راه را باز کردم همان که گوشه ی طاقچه ی خانه امان خاک می خورد ، یکی به من گفته بود که اگر می خواهی راهت را پیدا کنی نقشه راه را بخوان ، رسیدم به آدرسی نوشته بود ،الرحمن ، یعنی بخشنده ، ادامه دادم همینطور گفته بود :انسان را آفریدم ، به او  علم دادم ، خورشید و ماه رو آفریدم و با حساب در گردشند ، گیاه و درخت واسش سجده می کنند ، کم کم احساس کردم ، داره بغض می کنه آسمان رو رفیع آفریدم ، یه جوری بهمون داره می گه ، با هم خوب باشید در حق هم ظلم نکنید ، حق یکدیگر را نخورید ، به زمینی که روی آن راه میری شده یک بار در موردش فکر کنی ، زمین رو برای شما آفریدم ،میوه و حبوبات و ریحان رو برای شما آفریدم ، انگار زد زیر گریه ، گفت آهای توئی که این همه بهت نعمت دادم چرا کفران نعمت میکنی ، دلش بد جوری پر بود ، تو رو از گل خشکیده ای چنان زیبا آفریدم ، انقدر به خودت مینازی بعضی وقتا هم فکر میکنی که کسی مثل تو نیست ، تو مخلوقی ، مخلوق ، یعنی خلق شده ، یعنی فانی ،انگار داشت همینجور گریه می کرد از دست ما آدما ، می گفت من خدای تمام عالمم ، دو تا دریا رو که آبهای شور و شیرین داره جوری کنار هم قرار دادم که آبهاشون با هم مخلوط نشه ، هی میگفت بین حرفاش می گفت این همه نعمت رو چرا کفران می کنی ، توی دریا مروارید گذاشتم تا خودت رو با اون تزئین کنی ، نگفته بود ولی شاید منظورش این باشه که خودت و تزئین کنی و پیش من بیایی ، گفته بود کشتی هاتون رو توی دریا حرکت میدید کاری کردم که کشتی هاتون روی آب بمونه ، دلش خیلی پر بود از کارای ما ، می گفت روزی شما رو من می دم  ، عصبانی شده بود می گفت به حسابتون می رسم ، هر کی که پیش من نیاد دیگه بماند خودتون بهتر می دونید ، یه کم آرومتر شد ، گفت حالا کسائی که بیان پیش من کار شون رو درست می کنم ، باغ و میوه و زمین های سرسبز بهشون میدم ولی به گمونم هنوز داشت گریه می کرد ، آخراش که دیگه به پایان آدرس رسیدم انگار یه آهای کشید وگفت پیش کسی نرو بیا من از همه بزرگترم ، امشب فهمیدم بعضی وقتا کارای ما آدما باعث میشه خدا هم گریش بگیره .
الهی و ربی من لی غیرك
 مطلب ارسالی توسط دوست  و استاد ارجمند، عباس خوشبخت

آخرین ویرایش: یکشنبه 29 بهمن 1391 11:07 ق.ظ

 

wellcome

پنجشنبه 26 بهمن 1391 02:06 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 




آخرین ویرایش: یکشنبه 29 بهمن 1391 11:08 ق.ظ

 

عکس جشنهای دهه فجر 91 مساجد زاینده رود

سه شنبه 24 بهمن 1391 09:00 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 
برای مشاهده عکسهای گرفته شده در جشنهای دهه فجر شهر زاینده رود
عکسهای شب سخنرانی حاج اقا صالحیان و حاج اقا محمود ابادی

انجام  فعالیتهای نمایشی ورزشی کلیک کنید



آخرین ویرایش: سه شنبه 24 بهمن 1391 09:05 ب.ظ

 

عکسهای عیادت حاج اقا صالحیان از حاج اقا امامی

سه شنبه 24 بهمن 1391 08:51 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

آخرین ویرایش: - -

 

دانلود عکسهای 22 بهمن1391زاینده رود

سه شنبه 24 بهمن 1391 07:32 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

برچسب ها: عکس ، 22بهمن ، راهپیمایی ، مهدکودک باباشیخعلی ، خادم امام خمینی ، حاج عیسی ، شهروندان زاینده رود ، کله مسیح ، کله مسلمان ، شهر زاینده رود ، شهرداری زاینده رود ، بیستجان ، باباشیخعلی ، توکلی ، مردم زاینده رود ، پارک استاد شهریار ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 بهمن 1391 08:25 ب.ظ

 

عکسهای جدید

یکشنبه 22 بهمن 1391 06:02 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

عکسهای گرفته شده در جشنهای دهه فجر1391  مساجد  *عکسهای راهپیمایی روز 22 بهمن 1391*بزودی بارگزاری و در این وبسایت قرار خواهدگرفت

عکسهای زیادی از محله های پنجگانه در فصول متفاوت گرفته ام که در اسرع وقت بارگزاری و در وبسایت قرار خواهم داد

عکسهای عیادت مسئول شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استان از حاج اقا امامی در اسرع وقت بارگزاری و در وبسایت قرار خواهد گرفت

درصورت تمایل میتوانید عکسهای گرفته شده خودتان را به ایمیل daftar1060@yahoo.com ارسال کنید تا با نام خودتان در وبسایت قرار داده شود

مشتاقانه منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادات سازنده شما هستم

 


آخرین ویرایش: - -

 

زاینده رود

یکشنبه 22 بهمن 1391 06:59 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

اصفهان

یکشنبه 22 بهمن 1391 06:34 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 


برچسب ها: عکس ، اصفهان ، مسجد ، کلیسا ، صنایع دستی ، قلمزنی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 بهمن 1391 06:47 ق.ظ

 

حیوانات1

یکشنبه 22 بهمن 1391 06:29 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

عکس تشییع شهدای گمنام

سه شنبه 10 بهمن 1391 11:37 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 




برچسب ها: شهر زاینده رود ، بیستجان ، بابا شیخعلی ، گالری عکس ، زاینده رود ، گالری عکس بیستجان ، گالری عکس زاینده رود ، آلبوم عکس ، آلبوم تصویر ، باباشیخعلی ، محرم ، عکس محرم ، عاشورا ، شهدای گمنام ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 بهمن 1391 04:25 ب.ظ

 

دانلود فایل عکسهای عاشورا زاینده رود

سه شنبه 10 بهمن 1391 04:24 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

برچسب ها: شهر زاینده رود ، بیستجان ، بابا شیخعلی ، گالری عکس ، زاینده رودگالری عکس بیستجانگالری عکس زاینده رود ، آلبوم عکس ، آلبوم تصویر ، باباشیخعلی ، محرم ، عکس محرم ، عاشورا ، شهدای گمنام ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 بهمن 1391 04:27 ب.ظ

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic