wellcome

دوشنبه 14 فروردین 1391 10:32 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 

بازدید کننده محترم

از اینکه این وبلاگ را برای بازدید انتخاب کردید سپاسگزارم

خواهشمند است با استفاده از موضوع مطالب و یا نوارسمت چپ مطلب خود را انتخاب نمایید. باتشکر

نظر  ، انتقاد ،  پیشنهاد  یادتون نره

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریزtBISTJAN ، BISTGAN ، BISGOON.BISJOON.ZAYANDEHROOD ، ZAYANDEROOD ، FDSJ[HK ، FDSJ'HK ، CHDKNI V ، N ،
آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1391 10:01 ب.ظ

 

داستان علی میتی

شنبه 12 فروردین 1391 11:10 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 آنچه در این مطلب میبینید گفته های یک پیرمرد  کهن سال کله مسیحی(نصراله قاسمی کله مسیحی که خوار بار فروش است) درمورد شخصی به نام علی میتی بیسگونی است .

این مطلب صرفا از صحبتهای ایشان تهیه شده و بدون غرض و خصومت با شخص یا گروهی کلیه مطلب صرفا جهت ابقای یک داستان کهن ارائه میگردد.

 

 علی میتی(علی مهدی)

پیرمرد میگفت:

بیسگون اون موقع ها از برو بیای زیادی برخوردار بود

حمام  در هیچ ابادی اطراف نبود که بیسگون داشت مسجد نبود ولی بیسگون داشت از همه مهمتر همه روستاها و ابادیهای اطراف برای اسیاب برنج و گندم و جو خودشون تنها میتونستن به آسیاب ابی بیسگون بیان که اون اسیاب در منطقه تک بود

 

 

علی میتی فرد دلاور قد بلند و هیکل مندی بود که شجاعتش بر سر زبانها بود و هیچکس از مقابل و در نزاع تن به تن یارای مقابله با او را نداشت

در آن زمان اختلافات محلی بین روستاهای همجوار زیاد دیده می شد

بیستجان و کله بالا و کله پایین و نوگوران و ..... همه با هم  سر زمین و آب و .... نزاع میکردند

در آن زمان یک روحانی حکومتی در مدیسه بعنوان قاضی بر سرنزاعها حکم میکرد و رای صادر مینمود

پیرمرد دستش را به سمت یک زمین گرفت و گفت این زمین را بیسگونیها بر سر نزاعی که در ان یک کله ای کشته شده بود  بعنوان خون بها به کله ایها واگذار کردن

علی میتی بر سر مشاجره با نوگورانیها قصد کرد تا به سمت نوگوران برود و بقول خودش تعدادی از زنان آنجا را به اسارت بگیرد تا نوگورانیها بفهمند یک من ماست چقد کره داره

علی میتی بهمراه تعدادی از نوچه ها و طرفدارانش به وسط دی می آید و همچنان که ساز و دهل میزنند فریاد میزند و قصد و نیت خود را اعلام میدارد(به این شیوه نوعی رجز خوانی محسوب میشود که فرد برای اعلام شجاعت خود در جنگ جملاتی را هر چند غلو آمیز اعلام میدارد.)

علی میتی پس از ساعتی بهمراه گروه طرفدارانش بسمت نوگوران حرکت میکند

خودش و تعدادی از طرفداران سوار بر اسب و تعدادی دیگر پیاده میروند

عده کمی  تفنگ دارند و عده ای دیگر با الات کشاورزی جهت نزاع میروند بیل و کلنگ و داس و ....

به علی آباد (انتهای ضلع غربی بیستجان) که میرسند ناگاه با صدای شلیک گلوله ای از بین درختان سر بفلک کشیده علی آباد متوجه حضور و پنهان شدن نوگورانیها در بین درختان علی اباد میشوند.

علی میتی بضرب  همان گلوله شلیک شده نوگورانیها کشته میشود

جنازه او را برای اینکه روحانی دولتی برایش خون بها صادر نکند و نوگورانیها مجبور به پرداخت دیه نشوند با خود به نوگوران میبرند

نقل است که جنازه را در کف جاده در عمق چند متری دفن میکنند تا هیچ مدرک جرمی باقی نماند

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1391 07:35 ب.ظ

 

عید نوروز در بیستجان قدیم

دوشنبه 7 فروردین 1391 10:35 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

قبل از امدن عید

خانه تکانی عید:

وقتی آخر ای سال می شد مردم (بیشتر خانوما) به تکاپو می افتادن تا خونه ها رو مثل دسته گل کنن که وقتی فک و فامیل میان واسه عید دیدنی کیف کنن.

خونه ها اون موقع مثل الان 45 متری و 70 متری و اینا نبود یه خونه درندشت  چهارصد پونصد متری که بعضی از خونه ها از یک جریب هم بیشتر بود. تازه خونه ها کفشون مثل الان از سرامیک و موزاییک و سنگ نبود که !! حیاط خونه ها خاکی بود و کف اتاقها از سیمان بود.

زنها و دختر ها با جارو صحرایی کف خونه را جارو و اب پاشی میکردن. چون بدنه دیوار ها کاهگلی بود وقتی اب به دیوارها میپاشید یه بوی خیلی خوبی میداد که هنوز تو مشامم هستش. یادش بخیر

زن و مرد دستشون بند بود از شستن قالیهای سنگین و کلفت نجف ابادی بگیر تا تمیز کردن اتاقهای تو در تو .

کسایی که حیوان داخل خانه نگهداری میکردن(منظورم گاو و الاغ و اینهاست نه سگ و گربه و همستر) باید خاک زیر پای حیوونا رو هم به صحرا میبردن.

بعضی مردها که بهمن و اسفند فقط تو راه رفت و برگشت به صحرا بودن(خاک میبردن) رفتن پیاده و  برگشتن سواره

البته همه مردها و پسرها مجبور بودن برای امرار معاش فعالیتهای کشاورزی رو انجام بدن اما بعضی که بیشتر اهل علم بودن همزمان با بردن خاک به صحرا کتاب هم میخوندن.

برنج پوکه و گندم بو داده:

اون زمان یکی از اجزای جدانشدنی پذیرایی عید که زیاد هم مصرف میشد برنج پوکه و گندم بوداده بود

زنها سفره های بزرگ پهن میکردن و برنج ابکشیده شده لنجون (برنج لنجان که حاصل دسترنج خودشون بود) یا گندم اب پز شده را روی سفره ها پهن میکردن. امیدشون به خدا بود که هوا افتابی باشه و باد و باران و گرد و خاک برنج و گندمشون را خراب نکنه. پس از چند روز برنج و گندم خشک میشد و اونها در تابه بزرگ فلزی که به اون تووه میگفتن با نمک برنج و گندم را برشته میکردن که به اونا برنج پوکه و گندم بوداده میگفتیم.(همون برنجک و گندم برشته الان)

البته تخم گشنیز بو داده هم به همراه اونها استفاده میشد

 

از ابتدای اسفند که میشد کشاورزا خودشون را اماده میکردن که بقول خودشون وقتی که به وسطای اسفند میرسید زمین نفس میکشید و میشد راحتتر از قبل زمینها را شخم زد.

بعضی ها شبدر میکاشتن که مردم روز سیزدهم فروردین (سیزده بدر) از اونها استفاده میکردن

خونه جونجون حجی

مادر و پدر من که پسر دایی و دختر عمه ان از  عید و خونه مادر بزرگشون که بهش جونجون حجی میگفتن تعریف میکنن.

میگن که جونجون یه سبد بزرگ تخم مرغ های خونگی را با پوسته پیاز قرمز رنگ میکرده و به تمام بچه هایی که به خونه اونها میرفتن برای عید دیدنی میداده.

یه سبد بزرگ هم پر از دستمال یزدی و روسری های رنگی که به دختر پسرهای بزرگتر و مرد و زنهای فامیل میداده.

گنجه پر از تنقلات، سفره رنگین هفت سین عید که غیر از قران و ایینه  و چراغ فانوس و و سیب و سماغ و سرکه و سنجد و سبزه و سوزن و سینی داخلش شیرینی و گز و اجیلهای مختلفو برنج پوکه و گندم بوداده و نخودچی کشمش و بادام و گردو و میوه هم دیده میشده.

مردم رسمشون این بود که فانوس تا بعد از سیزده بدر توخونه هاشون خاموش نشه(بنظر من این رسم از زمان زرتشت و روشن نگه داشتن اتش اتشگاهها باقی مونده بوده)

ایینه را بصورت خوابیده روی سفره قرار میدان و یک تخم مرغ روش میگذاشتن و میگفتن که موقع تحویل سال این تخم مرغ تکون میخوره و این به اون دلیل بوده که از زمان صفویه در شهرها و مناطقی که نظامیان در انجا حضور داشتن با توپ شلیک میکردن ( بقول ما توپ در میکردن) و با شلیک توپ و لرزش زمین تخم مرغ روی ایینه حرکت میکرد.

اون موقع هنوز تو روستاها کسی ماهی قرمز توی تنگ اسیر نمیکرد

ولی سبزه که از گندم  عدس ماش یا تخم تره شاهی تهیه میشد تا روز سیزده وسط سفره بود و روز سیزده به اب رودخانه زاینده رود انداخته می شد.

روز سیزده مردم به قسمت انتهایی قوروق بالا که به اون منطقه راست کله ایها (یعنی مقابل روستاهای کله بالا و کله پایین)  میرفتن  از روی پل قدیمی بین کله و بیستجان که معروف بود به پل چوبی(پل چوقی pol chooghi()و بالای تَپه ای که به اون تُپه toppe میگفتن میرفتن (البته مردها اینجا میومدن و زنها به چنارهای قدیمی مقابل اون که به اونها چنارهای خواجه خضر گفته میشد میرفتن) مردم اعتقاد داشتن با گره زدن سبزه و بستن دخیل به چنار ها به ارزوهاشون و باز شدن بخت جوونها شون میرسن

ادامه دارد......

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 01:47 ب.ظ

 

1391

سه شنبه 1 فروردین 1391 08:47 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریزtBISTJAN ، BISTGAN ، BISGOON.BISJOON.ZAYANDEHROOD ، ZAYANDEROOD ، FDSJ[HK ، FDSJ'HK ، CHDKNI V ، N ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 08:36 ق.ظ

 

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو