عید در شهر زاینده رود فدیم

چهارشنبه 30 اسفند 1391 10:31 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

این مطلب از ارشیو مطالب وبلاگ است ولی بخاطر موضوع عید بازنشر میگردد


قبل از امدن عید


خانه تکانی عید:

وقتی آخر ای سال می شد مردم (بیشتر خانوما) به تکاپو می افتادن تا خونه ها رو مثل دسته گل کنن که وقتی فک و فامیل میان واسه عید دیدنی کیف کنن.

خونه ها اون موقع مثل الان 45 متری و 70 متری و اینا نبود یه خونه درندشت  چهارصد پونصد متری که بعضی از خونه ها از یک جریب هم بیشتر بود. تازه خونه ها کفشون مثل الان از سرامیک و موزاییک و سنگ نبود که !! حیاط خونه ها خاکی بود و کف اتاقها از سیمان بود.

زنها و دختر ها با جارو صحرایی کف خونه را جارو و اب پاشی میکردن. چون بدنه دیوار ها کاهگلی بود وقتی اب به دیوارها میپاشید یه بوی خیلی خوبی میداد که هنوز تو مشامم هستش. یادش بخیر

زن و مرد دستشون بند بود از شستن قالیهای سنگین و کلفت نجف ابادی بگیر تا تمیز کردن اتاقهای تو در تو .

کسایی که حیوان داخل خانه نگهداری میکردن(منظورم گاو و الاغ و اینهاست نه سگ و گربه و همستر) باید خاک زیر پای حیوونا رو هم به صحرا میبردن.

بعضی مردها که بهمن و اسفند فقط تو راه رفت و برگشت به صحرا بودن(خاک میبردن) رفتن پیاده و  برگشتن سواره

البته همه مردها و پسرها مجبور بودن برای امرار معاش فعالیتهای کشاورزی رو انجام بدن اما بعضی که بیشتر اهل علم بودن همزمان با بردن خاک به صحرا کتاب هم میخوندن.

برنج پوکه و گندم بو داده:

اون زمان یکی از اجزای جدانشدنی پذیرایی عید که زیاد هم مصرف میشد برنج پوکه و گندم بوداده بود

زنها سفره های بزرگ پهن میکردن و برنج ابکشیده شده لنجون (برنج لنجان که حاصل دسترنج خودشون بود) یا گندم اب پز شده را روی سفره ها پهن میکردن. امیدشون به خدا بود که هوا افتابی باشه و باد و باران و گرد و خاک برنج و گندمشون را خراب نکنه. پس از چند روز برنج و گندم خشک میشد و اونها در تابه بزرگ فلزی که به اون تووه میگفتن با نمک برنج و گندم را برشته میکردن که به اونا برنج پوکه و گندم بوداده میگفتیم.(همون برنجک و گندم برشته الان)

البته تخم گشنیز بو داده هم به همراه اونها استفاده میشد

 

از ابتدای اسفند که میشد کشاورزا خودشون را اماده میکردن که بقول خودشون وقتی که به وسطای اسفند میرسید زمین نفس میکشید و میشد راحتتر از قبل زمینها را شخم زد.

بعضی ها شبدر میکاشتن که مردم روز سیزدهم فروردین (سیزده بدر) از اونها استفاده میکردن

خونه جونجون حجی

مادر و پدر من که پسر دایی و دختر عمه ان از  عید و خونه مادر بزرگشون که بهش جونجون حجی میگفتن تعریف میکنن.

میگن که جونجون یه سبد بزرگ تخم مرغ های خونگی را با پوسته پیاز قرمز رنگ میکرده و به تمام بچه هایی که به خونه اونها میرفتن برای عید دیدنی میداده.

یه سبد بزرگ هم پر از دستمال یزدی و روسری های رنگی که به دختر پسرهای بزرگتر و مرد و زنهای فامیل میداده.

گنجه پر از تنقلات، سفره رنگین هفت سین عید که غیر از قران و ایینه  و چراغ فانوس و و سیب و سماغ و سرکه و سنجد و سبزه و سوزن و سینی داخلش شیرینی و گز و اجیلهای مختلفو برنج پوکه و گندم بوداده و نخودچی کشمش و بادام و گردو و میوه هم دیده میشده.

مردم رسمشون این بود که فانوس تا بعد از سیزده بدر توخونه هاشون خاموش نشه(بنظر من این رسم از زمان زرتشت و روشن نگه داشتن اتش اتشگاهها باقی مونده بوده)

ایینه را بصورت خوابیده روی سفره قرار میدان و یک تخم مرغ روش میگذاشتن و میگفتن که موقع تحویل سال این تخم مرغ تکون میخوره و این به اون دلیل بوده که از زمان صفویه در شهرها و مناطقی که نظامیان در انجا حضور داشتن با توپ شلیک میکردن ( بقول ما توپ در میکردن) و با شلیک توپ و لرزش زمین تخم مرغ روی ایینه حرکت میکرد.

اون موقع هنوز تو روستاها کسی ماهی قرمز توی تنگ اسیر نمیکرد

ولی سبزه که از گندم  عدس ماش یا تخم تره شاهی تهیه میشد تا روز سیزده وسط سفره بود و روز سیزده به اب رودخانه زاینده رود انداخته می شد.

روز سیزده مردم به قسمت انتهایی قوروق بالا که به اون منطقه راست کله ایها (یعنی مقابل روستاهای کله بالا و کله پایین)  میرفتن  از روی پل قدیمی بین کله و بیستجان که معروف بود به پل چوبی(پل چوقی pol chooghi()و بالای تَپه ای که به اون تُپه toppe میگفتن میرفتن (البته مردها اینجا میومدن و زنها به چنارهای قدیمی مقابل اون که به اونها چنارهای خواجه خضر گفته میشد میرفتن) مردم اعتقاد داشتن با گره زدن سبزه و بستن دخیل به چنار ها به ارزوهاشون و باز شدن بخت جوونها شون میرسن

ادامه دارد......


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، عید ، جونجون حجی ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، خانه تکانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1392 01:38 ب.ظ

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic