معرفی بعضی از نواحی شهرستان لنجان

جمعه 13 خرداد 1390 09:41 ب.ظنویسنده : علی قاسمی

 

گشت و گذار در شهرستان لنجان (3)

این شهر از شمال به جاده ارتباطی اصفهان – شهرکرد و اراضی متعلق به کارخانه ذوب آهن و تصفیه خانه باباشیخعلی ، از جنوب به رودخانه زاینده رود و اراضی متعلق به شهر سده لنجان، از شرق به شهرک واحد و اراضی غربی آن و از غرب به پل کله و روستای نوگوران محدود می باشد.

در ادامه مطلب در مورد شهر زاینده رود و بقیه شهرهای شهرستان بخوانید

قدمت شهر


قدمت حیات اجتماعی در منطقه ای که اینک زاینده رود خوانده می شود مربوط به حدود 1000 هجری و عصر سلطنت شاه عباس صفوی دانسته می شود. پادشاه مذکور که سودای احیای عظمت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور را داشت تلاش گسترده ای را برای رواج دوباره مبادلات بازرگانی و رونق راه های ارتباطی کشور آغاز نمود . این روند در منطقه لنجان با نوسازی راه ارتباطی اصفهان به جنوب کشور و سرزمین بختیاری تحقق یافت و پادشاه مذکور با احداث پل قلعه ( پل کله ) و تغییر مسیر راه ارتباطی کهنسالی که از سده لنجان و ورنامخواست می گذشت برای ایجاد تسهیلات بیشتر و کاهش مسافت راه جدیدی را در حاشیه شمالی زاینده رود بنا گذارد که با عبور از گردنه گاو پیسه به اصفهان می رسد. بنا به ابتکار شاه عباس گروههای اجتماعی مختلفی را که عمدتاً از قبایل شورشی شکست خورده و گروههای مهاجر ارمنی بودند به منطقه لنجانئ کوچانده و در بخشهای مختلفی از جمله زرین شهر ، بیستجان، کله مسیح، کله مسلمان و ... اسکان دادند.
تعدادی از این گروهها که از جوامع تبعیدی همچون ازبکها و ... و نیز مهاجران ارمنی بودند با سکونت در حاشیه رودخانه و در منطقه کنونی زاینده رود روستاهای متعددی را به صورت قلعه های مستحکم بنا گذاردند که اینک با نامهای بیستجان ، بابا شیخعلی ، کله مسیح و کله مسلمان شهرت یافته اند. یکی از این روستاها بنام بیستجان که وجه تسمیه آن مبین قدمتی معادل پیش از اسلام می باشد تا یک سده پیش از هویت کاروانسرایی بزرگ و مجهز برخوردار بود. گزارش خانم « الیزابت مکین روز » از سفر خویش به سرزمین بختیاری که در کتابی بنام « با من به سرزمین بختیاری بیایید » آورده شده نشانگر آنست که بیستجان تا اواخر عصر قاجاریه در کنار پل وردگان « فلاورجان » و قلعه رخ « قهفرخ » به عنوان یکی از سه بارانداز و اطراق گاه مجهز و پر رونق در مسیر راه اصفهان به چهارمحال از اهمیتی قابل توجه برخوردار بوده است.
منطقه زاینده رود بواسطه مشروب شدن از رودخانه زاینده رود و وجود اراضی بسیار حاصلخیز در حاشیه رودخانه از امکانات لازم در رواج کشاورزی برخوردار است لیکن محدودیت و خرد بودن اراضی مذکور در کنار رواج شیوه تولید سنتی بویژه در مورد برنج موجب کاهش در تولید کشاورزی و عدم امکان توسعه و اشتغال زایی آن گردیده است و همین امر باعث شده که اقتصاد کشاورزی این منطقه که متکی برکشت برنج می باشد و از قدیم ترین دوران اقتصاد غالب و رایج منطقه محسوب می شد جایگاه گذشته خود را از دست داده و پس از صنعت و خدمات به سومین اقتصاد رایج منطقه مبدل گردد.
صنعت در این منطقه از دهه چهل با اشتغال بخش قابل توجهی از نیروی کار محلات پنج گانه شهر در کارخانه ذوب آهن به اقتصاد غالب منطقه مبدل شده است، برپایی مراکز صنعتی مولد و اشتغال زا همچون تصفیه خانه باباشیخعلی و کارخانجات مستقر در منطقه صنعتی فولاد موجب اشتغال بیشتر نیروی کار و تقویت بیش از پیش صنعت شده است.رواج صنعت در منطقه نیز خود موجب گرایش قابل توجی از جمعیت فعال منطقه به مشاغل خدماتی مرتبط با مراکز صنعتی بویژه حمل و نقل کالا و تحکیم موقعیت بخش خدمات به عنوان اقتصاد دوم رایج در منطقه شده است و این درحالی است که در چند دهه گذشته اقتصاد کشاورزی در پی کاهش زمین های تحت کشت و تغییر کاربری آنها ، عدم صرفه اقتصادی به نسبت مشاغل دیگر، بی ثباتی و آلودگی محیط زیست ناشی از فعالیت مراکز صنعتی و ... جذابیت خود را از دست داده و کمتر قادر به جذب نیروی انسانی فعال و نیز تأمین هزینه زندگی شاغلان در این بخش می باشد.

جمعیت


بخش قابل توجهی از جمعیت شهر زاینده رود را نیروی جوان تشکیل داده است و این درحالی است که این شهر از هیچیک از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با حداقل نیازهای جامعه شهری برخوردار نیست، بر اساس گزارشات موجود به ازای این جمعیت تنها یک کتابخانه با سطح نازل امکانات و یک زمین خاکی نامساعد جهت پرکردن اوقات فراغت نیروی منطقه موجود می باشد و حتی جوانان منطقه در ادامه تحصیلات متوسطه آموزش فنون به شهرهای دیگر بویژه زرین شهر متکی می باشند.
شرایط آب و هوایی مساعد و سرسبزی شهر زاینده رود خصوصا دره حاصلخیز حاشیه زاینده رود از نظر مراکز طبیعی جذاب موقعیت مناسبی را برای جذب مسافر وایجاد زمینه های اشتغال ودر آمد برای مردم این منطقه فراهم آورده است که متاسفانه بنا به غفلت مسئولین از این فرصت مطلوب بهرهای حاصل مردم منطقه نمی شود .دریاچه قایقرانی وابسته به کارخانه ذوب اهن درشرق شهر و منطقه سرسبز حسین آباد در شمال دریاچه امکانات مناسبی رابرای طرحهای فضای سبز و احداث مراکز استقرار مسافر (ویلا سازی )ایجاد نموده اند که در صورت توجه وبرنامه ریزی بهینه ووجود منابع مالی کافی می توانند به یکی از مناطق تفریحی ومراکز جلب مسافر در استان اصفهان مبدل گردند .
مجموعه این شرایط و نیز امکانات طبیعی موجود در شهر زاینده رود این امید واری را پدید آورده که در صورت توجه بیشتر مسئولین منطقه واراده عمومی آنان بتوان با اجرای طرح های مذکور زمینه

باغبادران


جغرافیا:


باغبهادران یکی از شهرهای شهرستان لنجان می باشد که در بخش باغبهادران و در 24 کیلومتری زرین شهر واقع است. شهر مذکور در 51 در جه و 13 دقیق طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 32 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی از خط استوا واقع است این شهر که در مسیر راه ارتباطی اصفهان به شهرکرد و از شمال و شمال غربی به ارفاعات ملک آباد و روستاهای مورکان، چم پیر و همام و از جنوب به جاده آسفالته اصفهان شهرکرد و از غرب به روستای قلعه لای بید و از شرق به جاده اصفهان و روستای چم آسمان محدود است.
ارتفاع آن از سطح دریا بطور متوسط 1900 متر است ، مساحت این شهر 8/114 هکتار یا 5/6 کیلومتر مربع است از این وسعت 2/69 هکتار به محله های مسکونی اختصاص دارد. به علاوه بر باغهای میوه و بیشه زارها که 156 هکتار زمین را در برمی گیرد. زمینهای مورد استفاده کشاورزی در اطراف این شهر 194هکتار و قسمتی از آبخور زاینده رود بشمار میرود که حدود 10 هکتار از آن در محدوده شهر قرار دارد.
باغبهادران بر اساس تقسیمات کشوری از نقاط شهری شهرستان لنجان که مرکز آن زرین شهر است شناخته می شود. این شهر تا پیش از سال 1345 از نقاط شهری اصفهان محسوب می شد ولی از سال فوق با ضمیمه شدن به شهرستان لنجان یکی از بخشهای این شهرستان بشمار آمد.

وجه تسمیه و قدمت:


در مورد وجه تسمیه باغبهادران روایات متعددی موجود است لیکن معتبرترین این روایات همانا نظر استاد محمد مهریار مباشد که بنابر پژوهشهای خویش نام اصیل وگذشته آن را ((باغ آذران)) دانسته که در مرور زمان به باغبهادران موسوم گشته . باغ آذران به معنای باغ آتشکده میباشد و این نظریه با واقعیات تاریخی وآثار باستانی بدست آمده از این منطقه منطبق میباشد در مجاورت باغبهادران و در محلی که به قلعه کافر یا قلعه گبر شهرت یافته است بقایای آتشکده ای از دوران ساسانی بر جای مانده است وبنابر ماهیت این آتشکده در این محل آتش یا آذر مقدس حافظ مردم منطقه شعله ور بوده است.
آتش در نزد ایرانیان عهد باستان و پیروان آیین وحدانی زرتشت بواسطه قدرت عظیم ویرانگری و تمدن ساز خویش بعنوان نماد ومظهر اقتدار لایزال و بیکران اهورامزدا (خدا در آیین زرتشت) مورد احترام و تقدس قرار داشت واز اینرو وجود آن تداوم بخش حیات اجتماعی ایرانیان دانسته میشد وبه همین دلیل می کوشیدند در ابتدای سکونت خویش در هر منطقه عبادتگاهی که آتشکده خوانده می شد بنا کرده ودر درون آن آتشی را به عنوان حافظ و تداوم بخش حیات اجتماعی خود شعله ور ساخته ودر حفظ آن بکوشند. لزوم تامین هزینه های نگهداری آتش وآتشکده و نیز انجام مناسک مذهبی تحت رهبری روحانیونی که مسئول حفظ آتش مقدس دانسته می شدند موجب رواج سنت وقف در نزد ایرانیان گردید که بر اساس آن حاصلخیزترین و غنی ترین منابع آبی و خاکی منطقه به جرگه اموال و املاک آتشکده درآمده وبا واگذاری استیجاری املاک مذکور از تولید محصول بر روی زمینهای مذکور سهمی را برای حفظ رونق آتشکده و نگهبانی از آتش درون آن در نظر می گرفتند.
این سنت دلیل آن شد که املاک مذکور و از جمله باغاتی که به این امر اختصاص داده شده بودند به نام آتش مقدس خوانده شوند از جمله ((باغ آذران)) یا باغبهادران کنونی آنگونه که از شواهد و آثار کهن بدست آمده در منطقه برمیآید، زیستگاه اولیه نیاکان مردم باغبهادران همان منطقه سرسبز و باغات پر حاصلی بوده که اینک وشمندجان و بشمگون خوانده می شود،این منطقه که عمدتاً از دشت هموار و باغات انبوه تشکیل شده و در سمت شمال شرقی باغبهادران واقع است در گذشته دور ((سمندگان)) خوانده می شده آثار باستانی پراکنده ای که در این محل بدست آمده ومتعلق به دوران پیش از اسلام دانسته شده اند بیانگر قدمت سکونت اجتماعی در این منطقه میباشند و این احتمال قریب به یقین وجود دارد که باغ آذران نام دیگر همین منطقه بوده که بای تاکید بر مالکیت آتشکده برآن این چنین خوانده می شده است . محدودیت ارضی سمندگان در ازای جمعیت روزافزون جامعه مذکور دلیل اصلی گسترش و انتقال تدریجی سکونت گاههای این منطقه به سمت شرق و محل کنونی باغبهادران بوده است. مردم باغبهادران در تمامی دوران گذشته ضمن برخورداری از غنا وحاصلخیزی اراضی خویش به امر کشاورزی اشتغال داشته و با اتکاء به موقعیت جغرافیایی ویژه که در منطقه ای مرتفع قرار داشته و علیرغم هرج ومرج سیاسی واجتماعی رایج منطقه در طول تاریخ ضمن ایمن ماندن از تهاجمات غاتگرانه دشمنان اصالت فرهنگی خویش را بعنوان جامعه ای کشاورز و روستا نشین حفظ کرده و حیات اجتماعی خود را تداوم بخشیده اند.
منطقه باغبهادران از نظر موقعیت طبیعی جزو ارتفاعات غربی و جنوب غربی اصفهان واز جمله کوهپایه های زاگرس بشمار می ررود. جنس زمین اغلب از آهکهای خاکستری رنگ دوران دوم زمین شناسی است که بر روی شیستهای ژوراسیک واقع شده اند. در آهکهای خاکستری فسیلهای ذره بینی از نوع بیتولین وجود دارد. در دامنه ارتفاعات آبرفتهای قدیمی که بیشتر دانه درشت می باشند وجود دارد وهرچه به سمت مشرق میرویم، رسوات دانه ریزتر شده و روی اراضی را رسوبات شنی پوشانیده است.
این منطقه از نظر منابع آبی عمدتاً به رودخانه زاینده رود متکی است که در کنار تعدادی چشمه فصلی و دائمی با حجم بسیار کم آب تنها منابع آبی منطقه بشمار میرود.وجود این رودخانه با مجموع 593 لیتر موجب سرسبزی وغنای باغات، بیشه زارها ومزارع شهر گردیده و تقویت آبهای زیر زمینی را در پی داشته است و عامل اساسی اعتدال هوا در منطقه بشمار میرود واین در حالیست که این شهر به سبب پوشش گیاهی فقیر صرف نظر از باغات، بیشه زارها و ارضی کشاورزی موجود در حاشیه رودخانه و نیز همچنین بارندگی سالیانه و بسیار اندک حدود 4/128 ملی متر بطور متوسط از شرایط آب و هوایی خشک مشابه با دیگر بخشهای مرکزی فلات ایران برخوردار است. هوای این منطقه در تابستان خشک وگرم ودر زمستانها مرطوب وسرد میباشد، بخش اعظم بارندگی در این منطقه مرطوب به جریانات مدیترانه ای است که از سمت غرب واز اوایل پاییز تا اوا سط بهار منطقه را تحت تاثیر خود قرار میدهد. وجود نواحی مرتفع غربی رطوبت هوا را بشدت کاهش میدهد وهمین امر آب وهوای منطقه را در گروه آب وهوای شبیه مدیترانه ای قرار داده و تفاوت کمترین وبیشترین میزان درجه حرارت در گرمترین ماه فصل تابستان 4/25 درجه سانتی گراد میباشد.
بر اساس آمار هواشناسی ایستگاه پل کله میانگین دمای سالانه منطقه 4/13 درجه سانتیگراد است، گرمترین ماه سال تیرماه وسردترین ماه سال دی میباشد، معدل دما 34 درجه سانتیگراد در تیر ماه وحداقل دما 5 درجه سانتیگراد در دیماه است.
جامعه ساکن در باغبهادران از نظر بافت جمعیتی از گروه جوامع فارس زبان وبومی منطقه بشمار می آیند که از دیر پا ترین جوامع ساکن در منطقه لنجان محسوب میشوند و سابقه حضور آنان در منطقه به ادوار پیش از اسلام و عصر پتیانی اقتدار اشکانیان بر می گردد. البته شرایط ویژۀ جغرافیایی وکوهپایه ای بودن منطقه باغبهادران و قلت منابع تولید کشاورزی نه تنها مانع از توسعه کمی وکیفی جامعه مذکور وارتقاء سطح تمدن آنان گردیده بلکه چشم انداز امیدوار کننده ای را در جهت اسکان وزندگی با ثبات تر در اختیار مهاجرین از سرزمینهای مجاور قرار نداده و از اینرو در شرایطی متفاوت با دیگر شهرهای منطقه لنجان توانست ساختارهای اجتماعی و فرهنگی اصیل .ویکپارچه خویش را حفظ نموده واز همین رو بر خلاف دیگر مراکز مدنی منطقه لنجان بطور مشهود از روند جمعیتی کاهنده برخوردار شده و به جامعه ای مهاجر فرست مبدل گردیده است، این روند در روستاهای متعدد تحت مرکزیت این شهر نیز جریان دارد و پدیدۀ نگران کننده تخلیۀ روستاها و کاهش شدید جمعیت ساکن در این مراکز را به دنبال آورده است.

جمعیت:


جمعیت باغبهادران بر اساس نتایج آمار گیری نفوس و مسکن سال 1375 به میزان 7999 نفر اعلام شده و همین شاخص در سال 1380 به 5900 نفر رسیده است، این تفاوت مبین کاهش جمعیت ساکن در این شهر در فاصله پنج سال مذکور به میزان 2099 نفر معادل 25% از کل جمعیت شهر می باشد. کاهش جمعیت روستاهای منطقه مذکور نیز از نرخ مشابهی برخوردار است (25 درصد). ارقام مذکور نشانگر مهاجرت گسترده ای است که خصوصاً در پنج سال اخیر از مناطق شهری و روستایی این بخش از شهرستان صورت پذیرفته است.
بررسیها نشان می دهد که شرکت کنندگان در این مهاجرتها عمدتاً تحت تاثیر محدودیت وکاهش قابل توجه منابع زندگی ورکود اقتصادی گستردۀ حاکم که به زوال بازار اشتغال در این بخش از شهرستان انجامیده است قرار داشته اند .
گروههای مهاجر ساکن در شهر باغبهادران عمدتاً از طبقات مرفه و بویژه نیروهای شاغل در کشور کویت بوده اند که در پی افزایش سرمایه و بالا رفتن سطح زندگی خویش راهی شهرهای بزرگ بویژه اصفهان گردیده و با هدف بهره مندی از امکانات و منابع گسترده رشد و ترقی در این مراکز زاد وبوم خویش را ترک کرده اند.
مهاجرین از روستاها نیز غالباً از گروه نیروهای جوان وجویای کار روستاهای منطقه بوده اند که بواسطه کاهش چشمگیر و محدودیت قابل توجه منابع اشتغال و رواج گسترده بیکاری در زاد و بوم خود به امید دستیابی به بازار اشتغال شهرها راه مهاجرت از زاد و بوم خویش را در پیش گرفته اند، این جماعت اکثراً مهاجرت درون منطقه ای را تحقق بخشیده و در شهرهای منطقه و بویژه در شهر نو بنیاد فولادشهر سکنی گزیده اند. آثار مخرب پدیده مهاجرتهای گسترده از روستاهای منطقه به خوبی از چهره جمعیت بر جامانده که عمدتاً از شاخص نسبی بالایی بر خوردار هستند مشهود است.
شاخص های جمعیتی مربوط به سال 80 که توسط شبکۀ بهداشت و درمان شهرستان ارائه گردیده اند، نشان می دهد که باغبهادران در بین شهرهای هشتگانۀ شهرستان از کمتریت میانگین جمعیت در خانوار برخوردار است، شاخص مذکور 67/3 نفر میباشد، این شاخص در نزد روستانشینان این بخش 20/4 نفر می باشد.
شاخص های اقتصادی مربوط به باغبهادران که از طریق آخرین سرشماری نفوس و مسکن کسب گردیده اند نشانگر آن است که در طبقه بندی شاغلان این شهر 94/53% از جمعیت فعال در بخش صنعت 88/40%، در بخش خدمات 45/4% در بخش کشاورزی اشتغال داشته اند. در این میان اگر چه اشاره ای به شاخص جمعیت بیکار شهر مذکور نگردیده لیکن رواج گسترده و رو به رشد مهاجرتها و روند نگران کننده تخلیه جمعیتی شهر مذکور و روستاهای اطراف آن دلایل معتبری از رشد چشمگیر پدیده بیکاری در این منطقه و به تبع آ ن گسترش هشدار دهنده معضلات و آسیبهای اجتماعی در این منطقه بشمار میآیند.
مراکز مذهبی شهر در دو مسجد و یک امامزاده خلاصه شده و مراکز فرهنگی فعال نیز به دو کانون فرهنگی و هنری وابسته به ادارات آموزش و پرورش و هلال احمر یک مرکز پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک موسسه خصوصی که به نام ( آوای صبا ) در امر آموزش آلات موسیقی فعالیت دارد محدود می باشد ، امر مطالعه نیز متکی به یک کتابخانه و تیراژ محدودی از روزنامه های مختلف که عمدتاً به ادارات شهر ارائه می گردند می باشد.
با توجه به ساختار آموزش و پرورش در این شهر امر آموزش بسیاری مهم و یکی از مهمترین مسائل شهر محسوب می شود و در میان شهرهای لنجان از کیفیت بسیار خوبی برخوردار می باشد که این امر باعث رشد فرهنگی و علمی این شهر گردیده است برگزاری همایشها و مسابقات گوناگون علمی به امر کمک به سزایی نموده است.
قدمت سکونت اجتماعی در شهر باغبهادران باعث برجای ماندن تعداد معدودی از ابنیه و آثار باستانی در این شهر گردیده که عبارتند از :
آتشکده قلعه کافر، قلعه باغبهادران و امامزاده شاهزاده ابراهیم .
طبیعت زیبا و سرسبزی شهر و اعتدال آب و هوا که بواسطه قرار گرفتن شهر در حاشیه رودخانه زاینده رود پدید آمده است جلوه هایی از طبیعت زیبا در این شهر پدید آورده که هر ساله جمعیت قابل توجهی از مسافران را از شهرهای دیگر بویژه اصفهان به این منطقه می کشانند، این جاذبه های خدادادی و چشم نواز چنانچه تحت مدیریتی بهینه قرار گیرند می توانند منافع و امتیازات مادی و معنوی بسیاری را برای منطقه به ارمغان آورند.
ساحل زاینده رود و پارک ساحلی شهر ، مجموعه ویلائی و تفریحی شهرداری و بویژه منطقه سرسبز و جذاب وشمندجان از جمله جاذبه های طبیعی شهر می باشند که از شهرت مطلوبی در بین جوامع ساکن در استان اصفهان و سرزمینهای دیگر برخوردار می باشند.

چمگردان


جغرافیا:


چمگردان از دیگر شهرهای شهرستان لنجان می باشد که در حدود 600 متری مرکز شهرستان ( زرین شهر ) و 45 کیلومتری اصفهان ، در جنوب کارخانه ذوب آهن قرار دارد.
مساحت چمگردان 3 کیلومتر مربع می باشد و از شمال به کارخانه ذوب آهن ، از شرق به زرین شهر ، از جنوب به رودخانه زاینده رود و ازغرب به محوطه واحد متعلق به کارخانه ذوب آهن محدود می باشد.موقعیت جغرافیایی این شهر در نقطه مختصات 32 درجه و 23 دقیقه عرض شمالی و 51 در جه و 20 دقیقه طول شرقی می باشد و بروی جلگه آبرفتی حاشیه رودخانه واقع گردیده است.
چمگردان از نظر منابع آبی صرفاً به رودخانه زاینده رود متکی است و یک رشته قنات با نام کمال آباد با عبور از این شهر وارد زرین شهر شده و اراضی این مرکز را مشروب می سازد، تعداد محدودی در حدود 8 حلقه چاههای عمیق و نیمه عمیق که از نظر پر آبی کاملاً به رودخانه وابسته هستند در این شهر حفر گردیده و به مصرف کشاورزی می رسد.
عارضه تپه ای بودن و قرار داشتن شهر در دامنه تپه های غربی موجب شده که این شهر به سبب آبیاری مزارع ، بارشها و زه آب کارخانه ذوب آهن از آبهای سطحی کم ارتفاع برخوردار شود.
قرار گرفتن چمگردان در دشت آبرفتی موجب شده که این شهر از دو نوع جنس خاک بهره مند باشد که یکی تیپ فلاتی و تراسهای بالایی از خاکهای بسیار کم عمق است که بر روی لایه های گچی پوشیده از سنگ فرشهای بیابانی قرار دارد و دیگری تیپ دشت رسوبی رودخانه ای است که از خاکهای رسوبی آبرفتهای رودخانه و خاکهای عمیق و رسوبات دامنه ای تشکیل شده و جهت زراعت بسیار مناسب می باشد.
شهر در شمال خود توسط ارتفاعاتی محدود گردیده که مرتفع ترین قله آن به نام جوزدان به ارتفاع 2998 متر میباشد.
آب و هوای چمگردان نیمه بیابانی و تحت تأثیر رودخانه زاینده رود و پیشکوه های داخلی زاگرس قرار داشته است که کل بارش سالانه آن 5/168 میلیمتر و در فصل زمستان 85/81 میلیمتر می باشد.
حداکثر دمای هوا در تیر ماه معادل 88/34 درجه سانتیگراد و حداقل در دیماه معادل 3/4 سانتیگراد می باشد.
رطوبت نسبی دما در دیماه 7/64 درصد و در خردادماه 5/30 درصد و زمستان آن سرد همراه با باد با سرعت 15 تا 20 کیلومتر می باشد.

وجه تسمیه و قدمت:


چمگردان از نظر قدمت تاریخی همچون زرین شهر و دیگر مراکز حاشیه راه ارتباطی اصفهان به شهرکرد از مراکز جوان منطقه به شمار می آید که در قرون پس از حاکمیت شاه عباس صفوی بنا گردیده اند. شاه عباس صفوی برای بهبود و ایجاد تسهیلات در امر بازرگانی و ارتباطات، اقتصادی و اجتماعی شهرنشینان اصفهان با قبایل بختیاری اقدام به تغییر مسیر راه ارتباطی کهن سال که از چرمهین ، سده لنجان و ورنامخواست می گذشت و به خان لنجان می رسید و با احداث پل قلعه ( پل کله ) ، راه ارتباطی جدیدی را بنا می گذارد که از حاشیه شمالی زاینده رود و گردنه گاوپیسه می گذشت، از این دوران به بعد مراکز جدیدی در مسیر راه تازه برپا گردیدند که همچون زرین شهر، چمگردان ، بیستجان و ... تحت تأثیر رونق اقتصادی و اجتماعی عصر صفوی به سرعت رشد یافتند.
نام این شهر از دو واژه (چم) پیچ و خم رودخانه و (گردان) تشکیل شده است. جوامع اولیه ای که در این شهر سکنی یافتند از نظر اجتماعی و نژادی کاملاً شناخته شده نیستند لیکن محرز است که از گروه جوامع فارس زبان بوده اند. سپس و خصوصاً در چند دهه اخیر با شدت یابی مهاجرتها که برای اشتغال در کارخانه ذوب آهن صورت گرفت، گروههای نژادی مختلف و عمدتاً مهاجرین عشایری تبار بختیاری به گروههای بومی این شهر افزوده شدند.

جمعیت:


جمعیت ساکن در این شهر بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در اسل 45 به میزان 13003 نفر و در سال 1380 بر اساس آمار ارائه شده شبکه بهداشت و درمان شهرستان 15844 نفر(باتراکم 06/4 نفر در هر خانوار ) اعلام گردیده است.
چمگردان دارای 10 مسجد و یک حسینیه می باشد ، امکانات فرهنگی و هنری این شهر در یک فرهنگسرا وابسته به شهرداری با کتابخانه عمومی خلاصه می گردد. جوانی این شهر مانع از وجود ابنیه تاریخی و مراکز گردشگری و پدیده های طبیعی جاذب گردیده است این شهر از خدمات از خدمات زیربنایی و پشتیبانی کاملاً برخوردار است. اقتصاد غالب در این شهر تحت تأثیر مجاورت با کارخان ذوب آهن، بخش صنعت می باشد. و غالب جمعیت فعال در این شهر در مراکز صنعتی اشتغال دارند، بخش خدمات و بویژه فعالیتهای مربوط به ماشین آلات راه سازی و حمل و نقل از دیگر فعالیتهای اقتصادی رایج شهر بشمار می آید و بخشی از جامعه نیز به فعالیت در بخش کشاورزی می پردازند. مهاجر پذیری گسترده شهر و کثرت حضور مهاجرین در این شهر زمینه ساز بروز معضلات اجتماعی و فرهنگی نگران کننده ای در این شهر گردیده است .

سده لنجان


جغرافیا


شهر سده لنجان با مساحتی معادل 223 هکتار در نقطه مختصات 23 درجه و 32 دقیقه عرض شمالی و 19 در جه و 51 دقیقه طول شرقی در فاصله 50 کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار گرفته است.
این شهر از شمال به رودخانه زاینده رود ، از جنوب به مجتمع صنایع نظامی ، از شرق به ورنامخواست و از غرب به محلات بهجت آباد و کله مسلمان از شهر زاینده رود محدود می باشد. این شهر با ارتفاع متوسط 1700 متر از سطح دریا بر روی دشت آبرفتی نسبتاً هموار واقع گردیده و شیب آن از جنوب به سمت شمال شرقی و به طرف رودخانه امتداد دارد و از همین رو با اتکا به رودخانه زاینده رود به عنوان تنها منبع آب سطحی منطقه از نواحی پر رونق کشاورزی در شهرستان محسوب می گردد.
جنوب و غرب شهرستان توسط ارتفاعات نه چندان مرتفع احاطه گردیده که مرتفع ترین قله آن 1778 متر ارتفاع دارد. سده لنجان از نظر شرایط آب و هوایی مشابه با دیگر مراکز حاشیه رودخانه زاینده رود بویژه زرین شهر برخوردار است. میانگین حداکثر دمای این شهر در تیر ماه 88/34 درجه سانتیگراد و میانگین حداقل دمای آن در دیماه 3/4- درجه سانتیگراد و به عبارتی اختلاف میانگین درجه حرارت به 18/39 درجه سانتیگراد بالغ می گردد که نسبتاً رقم بالائی را نشان می دهد با این وجود رطوبت حاصل از رودخانه زاینده رود در دمای جلگه های کنار خود اثر فراوانی دارد و موجب تعدیل گرمای تابستان و سرمای زمستان در این منطقه است. حداکثر مطلق درجه حرارت منطقه نیز مربوط به تیرماه معادل 38 درجه سانتیگراد و حداقل مطلق درجه حرارت آن در دیماه 43/10- درجه سانتیگراد است. بارش سالیانه این منطقه حدود 85/81 میلیمتر و تنها در فصل زمستان فرو می ریزد.
رطوبت نسبی شهر در دیماه معادل 7/64 می باشد و این منطقه دارای زمستانهای نسبتاً سرد می باشد و تعداد روزهای یخبندان بطور متوسط 113 روز در سال ( 31 درصد از سال ) می باشد که بیشترین آن مربوط به ماه آذر گزارش شده است.

قدمت شهر


اگرچه برای تعیین دقیق قدمت شهر سده لنجان شواهد و مستندات کافی وجود ندارد لیکن این واقعیت که شهر مذکور در مسیر راه ارتباطی کهنسال قرار دارد که جنوب و مرکز فلات ایران را از طریق ارتفاعات بختیاری مرتبط می شناخته واسامی مراکز حاشیه راه مذکور همچون چهر مینو (چرمهین )ووردان خواست (ورنا مخواست )که از نظرواژه شناسی و به روشنی ریشه در زبان رایج در عهد ساسانی دارند بالطبع این احتمال را قریب به یقین ساخته که این شهر نیز همچون مراکز مجاور خویش در عهد پیش از اسلام از حیات اجتماعی و اقتصادی فعالی برخوردار بوده است .
از آن دوران تا عهد صفویه راه ارتباطی مذکور ومراکز حاشیه آن هر ار چند گاهی (بویژه در قرون چهارم و پنجم هجری )ب رونق قابل توجه ورواج گسترده اجتماعی دست می یافت لیکن با ظهور شاه عباس صفوی وابتکار وی در تغییر مسیر راه ارتباطی وانتقال آن به حاشیه شمای زاینده رئد (از طریق پل کله )از اهمیت ورونق مراکز حاشیه ای جنوب رودخانه از جمله این شهر کاسته شد واین در حالی بود که در پی ورود واسکان اجباری گروههای اجتماعی مختلف همچون ازبکها، ترکها ... و ارامنه در منطقه لنجان بخش قابل توجهی از ازبکها در این شهر سکنی یافتند و در قلعه ای که برای حفظ خویش بنا گذاردند زندگی تازه ای را آغاز کردند. این جماعت تازه وارد در کنار گروههای اجتماعی دیگر ساکن در این شهر ترکیب اجتماعی سه گانه ای را تشکیل دادند که هر یک در قلعه ای متعلق به خویش مستقلاً زندگی می کردند.
وجود این سه قلعه یا دژ و وحدت نسبی آنان در مقابله با تهاجمات مداوم قبایل بختیاری و نیز اشرار راه زن منطقه موجب شد که این منطقه نام خود از سه دژ مذکور وام بگیرد و سه دژ یا سده خوانده شود. سه دژ مذکوراگر چه با پایان دوران اقتدار قاجاریه و جایگزین شدن پهلوی که به سرکوب مدعیان متعدد و آرامش نسبی کشور انجامید به تدریج تحت تأثیر امنیت حاکم از حیض انتفاع افتاده و تخریب شده اند لیکن نام رواج یافته ناشی از وجود این سه دژ همچنان در نزد عامه باقی ماند و یکپارچگی جوامع ساکن در این سه دژ یا سه قلعه و ایجاد مرکزی واحد موجب برپایی روستا و سپس شهری شده که سده خوانده شد.
سده تا دهه چهل و تا پیش از آغاز عصر صنعت در کشور ، زیستگاه جوامع بومی و فارس زبان بوده که عمدتاً به کشاورزی به ویژه در کشت برنج اشتغال داشته اند اما ورود صنعت به منطقه و احداث صنایع بزرگ ذوب آهن و صنایع نظامی در شمال و جنوب منطقه با طبع بیشترین تحولات را در روند حیات اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی مردم این منطقه پدید آورد.

جمعیت


بر پایی صنایع بزرگ در دو سوی شهر در دگرگونی اجتماعی و اقتصادی آن نقشی اساسی داشته است و جامعه ساکن در آن که تا پیش از دهه چهل صرفاً به اراضی محدود حاشیه جنوبی رودخانه و بالطبع اقتصاد کشاورزی متکی بود و به سبب عدم تعادل جمعیت با منابع محدود تغذیه و اشتغال دچار بیکاری گسترده گردیده بود. با آغاز فعالیتهای صنعتی گرایش گسترده ای به فعالیت در این بخش نشان داد به صورتی که در حال حاضر صنعت با 6/52 درصد اشتغال زایی در شهر به اقتصاد غالب مبدل گردیده است.
سده لنجان از نظر امکانات و خدمات فرهنگی در شرایط تقریباً مشابه با دیگر شهرهای منطقه از مراکز محروم به شمار می رود و کلیه امکانات فرهنگی این شهر به یک کتابخانه و یک مرکز فرهنگی محدود می باشد. البته در چند سال اخیر با همت قابل تحسین و همدستی شهردار و شورای شهر مشخصاً پیشرفت و ارتقاء در سطح فرهنگی محسوس گردیده به صورتی که این شهر علیرغم موقعیت جغرافیایی نه چندان مطلوب خویش و در شرایطی مشابه بن بست دارای تنها واحد از دانشگاه آزاد اسلامی در کل شهرستان می باشد.

ورنامخواست


جغرافیا:


در سه کیلومتری جنوب زرین شهر و در حاشیه راه ارتباطی زرین شهر به مبارکه شهر ور نامخواست قرار دارد که با مساحت 5/3 کیلومتر مربع از شمال به صنایع نظامی از غرب به سده لنجان واز شرق به شهرستان مبارکه محدود می باشد ،ارتفاع این شهر از سطح دریا 1550 متر می باشد و از شرایط آب و هوایی مشابه با زرین شهر برخوردار است.

وجه تسمیه:


اگرچه در وجه تمسیه شهر ورنامخواست روایات عامیانه متعددی رواج دارد لیکن تحقیقات واژه شناسی مبین آن است که بنا به سنت نامگذاری مراکز نوبنیاد در عهد ساسانیان از ترکیب نام بانی شهر ، پادشاه وقت و یا یکی از قدرتمندان محلی با واژه «خواست» استفاده می شده است . نمونه بسیاری از این شیوه نامگذاری برای شهرها یا مراکز اجتماعی در عهد ساسانیان وجود دارد همچون شاپورخواست ( خرم آباد کنونی ) ، ایزدخواست و ... سوی دیگر شواهد و مستندات تاریخی بیانگر آن است که در عهد آغازین ساسانیان و در دوران سلطنت اردشیر بابکان وردان نامی و پسرش مهر به عنوان ساتراپ( والی ) بر مرکز فلات ایران و از جمله منطقه کنونی لنجان حامیت داشته اند.
ابن رسته جغرافی دان مشهور قرن پنجم هجری از فرمان اردشیر بابکان به مهربن وردان والی منطقه بر تقسیم آب زاینده رود از مبدأ النگان ( لنجان ) و احداث کانالهای آبرسانی سخن می گوید. این شواهد می تواند دلیل بنای شهر ورنامخواست به خواست وردان باشد. ورنامخواست به ضرس قاطع «وردان خواست» به معنای خواسته و عمل وردان است که در گذر زمان و بر اثر کثرت استعمال تغییر واژه یافته و ورنامخواست خوانده شده است.
این تسمیه قدمت بنای شهر به دوران اولیه ( سالهای نخست ) حامیت ساسانیان و همزمان آغاز رونق اجتماعی و اقتصادی منطقه مربوط می سازد.
از گزارشات برجامانده از مورخین و جغرافی دانان سده های چهارم و پنجم هجری چنین بر می آید که در دوران ساسانی به بعد راه ارتباطی پر رونق که از جنوب کشور تا مرکز فلات « اصفهان » امتداد داشته است از لنجان و به احتمال قریب به یقین از وردان خواست می گذشته است، راه مذکور که از قرن چهارم هجری به بعد رونقی دوباره یافته بود بر اثر شواهد در مسیری قرار داشته که از چهر مینو (چرمهین) ، سه دژ (سده لنجان )و وردان خواست می طلاشته و به خان لنجان (خولنجان) متصل بوده است و سپس با عبور ار این شهر و نیز فیروزان و گردنه آب نیل به اسپاهان (اصفهان) مرتبط شده است.
وردان خواست یا ورنامخواست با آغاز سلطنت شاه عباس صفوی و در پی ابتکار شاه مذکور در احداث پل کله و انحراف راه ارتباطی مذکور به آن سوی رودخانه و در حاشیه شمالی آن بتدریج اهمیت و جایگاه خویش را از دست داد.
ورنامخواست تا دهه چهل و آغاز عصر صنعتی شدن منطقه لنجان یکی از روستاهای پر جمعیت منطقه بوده که جامعه ساکن در آن به اقتصاد کشاورزی متکی بودند، لیکن با ورود صنعت و احداث کارخانجات بزرگ ذوب آهن و صنایع نظامی ، نیروی جوان و جویای کار این مرکز نیز به صنعت گرایش یافته و به سبب محدودیت منابع کشاورزی و عدم چشم انداز روشن اشتغال در مزارع کشاورزی رو به صنایع مذکور آورده و در بخشهای مختلف صنعتی اشتغال یافتند. این روند صنعت را به یکی دو اقتصاد غالب مبدل ساخته و رواج بخش خدمات حاشیه ای صنایع منطقه موجب گردید که این بخش پیش از صنعت و کشاورزی به فعالیت رایج منطقه مبدل گردد.

جمعیت:


در حال حاضر جمعیت ورنامخواست 16709 نفر و 3533 خانوار برآورده گردیده است ، این جمعیت برخلاف دیگر مراکز شهری پیرامون از جمله زرین شهر ، سده لنجان و چمگردان عمدتاً از گروه جمعیت بومی منطقه به شمار می آیند و تحقیقات آماری نشان می دهد که این شهر علیرغم مجاورت با صنایع مادر و عظیم کشور فولاد مبارکه، صنایع نظامی و کارخانه ذوب آهن و ... از تبعات جمعیتی ناشی از هجوم مهاجرین جویای کار از سرزمینهای مجاور در امن مانده و ساختارهای اصیل اجتماعی و فرهنگی خود را حفظ نموده است همین امر موجب گردیده که این شهر در شرایطی متفاوت از دیگر مراکز مشابه در شهرستان کمتر در معرض آسیبهای اجتماعی و انحطاط فرهنگی دچار شود. پایین بودن آمار مفاسد و جرائم، بیکاری و اعتیاد در این شهر نسبت به دیگر شهر های شهرستان ریشه در همین شرایط دارد.
ورنامخواست علیرغم قرار گرفتن در جوار کارخانجات عظیم فولاد مبارکه ، ذوب آهن ، صنایع دفاع و ... کمتر از دیگر مراکز شهرستان تحت تأثیر تحولات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ناشی از رواج صنعت در منطقه قرار گرفته است

برگرفته از:  http://khorasans.iranf.com

 


برچسب ها: زاینده رود ، چمگردان ، بیستجان ، باباشیخ علی ، سه لنجان ، زرین شهر ، ریز ، باغبادران ، باغبهادران ، لنجان ، فولادشهر ، کله مسیح ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، باغوردون ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 مهر 1390 08:06 ب.ظ

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic