داستان علی میتی

شنبه 12 فروردین 1391 10:10 ق.ظنویسنده : علی قاسمی

 

 آنچه در این مطلب میبینید گفته های یک پیرمرد  کهن سال کله مسیحی(نصراله قاسمی کله مسیحی که خوار بار فروش است) درمورد شخصی به نام علی میتی بیسگونی است .

این مطلب صرفا از صحبتهای ایشان تهیه شده و بدون غرض و خصومت با شخص یا گروهی کلیه مطلب صرفا جهت ابقای یک داستان کهن ارائه میگردد.

 

 علی میتی(علی مهدی)

پیرمرد میگفت:

بیسگون اون موقع ها از برو بیای زیادی برخوردار بود

حمام  در هیچ ابادی اطراف نبود که بیسگون داشت مسجد نبود ولی بیسگون داشت از همه مهمتر همه روستاها و ابادیهای اطراف برای اسیاب برنج و گندم و جو خودشون تنها میتونستن به آسیاب ابی بیسگون بیان که اون اسیاب در منطقه تک بود

 

 

علی میتی فرد دلاور قد بلند و هیکل مندی بود که شجاعتش بر سر زبانها بود و هیچکس از مقابل و در نزاع تن به تن یارای مقابله با او را نداشت

در آن زمان اختلافات محلی بین روستاهای همجوار زیاد دیده می شد

بیستجان و کله بالا و کله پایین و نوگوران و ..... همه با هم  سر زمین و آب و .... نزاع میکردند

در آن زمان یک روحانی حکومتی در مدیسه بعنوان قاضی بر سرنزاعها حکم میکرد و رای صادر مینمود

پیرمرد دستش را به سمت یک زمین گرفت و گفت این زمین را بیسگونیها بر سر نزاعی که در ان یک کله ای کشته شده بود  بعنوان خون بها به کله ایها واگذار کردن

علی میتی بر سر مشاجره با نوگورانیها قصد کرد تا به سمت نوگوران برود و بقول خودش تعدادی از زنان آنجا را به اسارت بگیرد تا نوگورانیها بفهمند یک من ماست چقد کره داره

علی میتی بهمراه تعدادی از نوچه ها و طرفدارانش به وسط دی می آید و همچنان که ساز و دهل میزنند فریاد میزند و قصد و نیت خود را اعلام میدارد(به این شیوه نوعی رجز خوانی محسوب میشود که فرد برای اعلام شجاعت خود در جنگ جملاتی را هر چند غلو آمیز اعلام میدارد.)

علی میتی پس از ساعتی بهمراه گروه طرفدارانش بسمت نوگوران حرکت میکند

خودش و تعدادی از طرفداران سوار بر اسب و تعدادی دیگر پیاده میروند

عده کمی  تفنگ دارند و عده ای دیگر با الات کشاورزی جهت نزاع میروند بیل و کلنگ و داس و ....

به علی آباد (انتهای ضلع غربی بیستجان) که میرسند ناگاه با صدای شلیک گلوله ای از بین درختان سر بفلک کشیده علی آباد متوجه حضور و پنهان شدن نوگورانیها در بین درختان علی اباد میشوند.

علی میتی بضرب  همان گلوله شلیک شده نوگورانیها کشته میشود

جنازه او را برای اینکه روحانی دولتی برایش خون بها صادر نکند و نوگورانیها مجبور به پرداخت دیه نشوند با خود به نوگوران میبرند

نقل است که جنازه را در کف جاده در عمق چند متری دفن میکنند تا هیچ مدرک جرمی باقی نماند

 


برچسب ها: بیستگان ، بیستجان ، بیسجون ، بیسگون ، بیسکون ، کله مسیح ، کله بالا ، کلهپایین ، کله پاین ، کله پائین ، کله مسلمان ، بهجت اباد ، بهجت آباد ، باباشیخ علی باباشیخعلی کله مسیح ، کله مسلمون ، کله ها ، شهرزاینده رود ، زاینده رود ، رودخانه زاینده رود ، محله بالا ، محله پایین ، لنجان ، شهرستان لنجان ، باغبهادران ، باغ بهادران ، باغ بهارداران ، باغبادران ، باغوردون ، باغبردون ، ورنامخواست ، غولوم خواس ، غولوم خواست ، غلام خواست ، مدیسه ، نوگوران ، نوگران ، نوگرون ، پل کله ، سه راه گاز ، سده لنجان ، چمگردان ، چمگردون ، زرین شهر ، ریز ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1391 06:35 ب.ظ

 
پنجشنبه 31 فروردین 1391 12:29 ب.ظ
باسلام
نقل افسانه ها وزنده کردن کینه وعداوت وبیان تعصبات کورجاهلی به هیچ عنوان جایز نیست .به خصوص ازافراد تحصیل کرده
علی قاسمی
سلام دوست گرامی
از بازدید و ارائه نظر شما صمیمانه سپاسگزارم.
قصد من ابقای داستان بوده و امیدوارم دیگران ناراحت نشن. بازهم ممنون

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات